تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
بشرى ، شدند پس بايد جريانات مربوط به قرآن را پس از درگذشت رسول اللّه ( ص ) پى گرفت .

جمع آورى قرآن پس از پيامبر ( ص )

پيغمبر خدا ( ص ) در حالى به ديدار حق شتافت كه بسيارى از صحابه در حدّ تواتر ، قرآن را به طور كامل به خاطر سپرده بودند ، و به مكان نزول و زمان نزول و معنى آيات آگاهى پيدا كرده بودند ؛ حتّى از عثمان نقل شده است كه مىگفت : « هر گاه ده آيه از قرآن را حفظ مىكرديم ، معنايش را از پيامبر اسلام ( ص ) مىپرسيديم ، و او برايمان توضيح مىداد » . رسول خدا ( ص ) قرآن ، اين بالاترين ثروت و گرانبهاترين كالاى بشرى را در ميان صحابه به جا گذاشت ، و آنان به راست حق اين امانت را ادا كردند ، و به همان گونه كه آن را دريافت نموده بودند به نسلهاى پس از خود تسليم كردند ، بنابر اين حفاظت و نگهدارى قرآن را بر حفاظت از خود ترجيح مى دادند ، چه اين كه آنان فانى بودند ، و قرآن جاويد و باقى ، و ميراث نبوّت و ديوان رسالت‌هاى الهى . از اين رو ، از قرآن و از كسانى كه آن را در سينه‌ها نگه مى داشتند ، مراقبت مىكردند . « عمر بن خطاب » از داستان جنگ بين مؤمنان با سابقه - كه بسيارى از آنان حافظ قرآن بودند - و « اهل ردّه » ( 13 ) در « يمامه » ناراحت شد ، در اين جنگ بنا به نقل قرطبى 700 نفر از مؤمنان كشته شدند ، پس دربارهء جمع آورى و تدوين قرآن ، با ابو بكر سخن گفت كه مبادا قاريان بزرگ نظير « ابّى » و « ابن مسعود » و « زيد » از دنيا بروند ، اين بود كه « زيد بن ثابت » را فرا خواندند و او را به اين امر مهمّ ترغيب نمودند ، و او نيز قرآن را با زحمت فراوان جمع آورى كرد . « بخارى » در صحيح خود از « زيد بن ثابت » نقل مىكند كه : « ابو بكر » پس از جنگ « يمامه » مرا به نزد خويش خواند ، وقتى نزد او رفتم ، « عمر » آنجا حضور داشت ، « ابو بكر » گفت : عمر به نزد من آمده ، مىگويد :