و با يكديگر بدخو دارد با مردى كه تسليم امر يك نفر است ، آيا حال اين دو يكسان است ؟ ( هرگز ) امّا اكثر مردم نميدانند » 346 اين يك مثل است كه با مجسّم كردن حقيقت به اثبات و درستى توحيد و فساد شرك پرداخته است ، زيرا خداوند سبحان فرق يگانه پرستى با شرك را مانند تفاوت دو نفر دانسته ، يكى فرد مملوكى كه اربابان متعدّد و ناهماهنگ دارد و هر كدام مىخواهند بيشترين بهره را از او ببرند و بيشتر از حدّ توانش تكليف كنند ، چنين شخصى ناچار بين چنين افراد روح و جسمش از بين مى رود و نمى داند كه از كدام يك اطاعت كند و در اين صورت هيچ گاه احساس امنيّت نمى كند ، اين مثل كسى است كه خدايان گوناگونى مىپرستد ، طبيعة هميشه نگران و مضطرب و بىقرار است ، و ديگرى مردى است كه تسليم محض يك نفر بلامنازع است و با آرامش و اطمينان خاطر مىداند كه بايد به چه كسى خدمت كند و به چه كسى تكيه و كارهايش را به او تفويض نمايد و اين مثل كسى است كه تنها خدا را مىپرستد و با دلى آرام تنها او را ملجأ و پناه خود مىداند ، اين مثال مىتواند دلهاى سرگردان را هدايت كند و آرامش بخشد .
مثال ديگرى كه در قرآن براى اثبات بعث و قيامت و ميراندن و زنده كردن وجود دارد اين آيه شريفه است :
أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها قالَ أَنَّى يُحْيِي هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ كَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ فَانْظُرْ إِلى طَعامِكَ وَ شَرابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلى حِمارِكَ وَ لِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
« يا مانند كسى است كه به دهكدهاى كه خراب و ويران شده بود گذر كرد گفت : چگونه خداوند باز اين مردگان را زنده مىكند ؟ ! پس خدا او را صد سال ميراند سپس زندهاش برانگيخت و به او فرمود : چند مدّت درنگ كردى ؟ پاسخ داد : يك روز يا پارهاى از يك روز ، فرمود ( نه چنين است ) بلكه صد سال درنگ كردى ، طعام و شراب خود را بنگر كه هنوز تغيير نكرده و الاغ خود را ببين ( تا حقيقت بر تو آشكار شود ) و ما تو را حجّت بر خلق