همان سرّ اعجازى است ؟ در پاسخ مىگوييم : اسباب و عوامل اعجاز قرآن متعدّد و گوناگون است كه هر كدام به تنهايى عامل اعجازند ، امّا اين نكته را مورد تأكيد قرار مىدهيم كه آهنگ مقاطع و حروف و كلمات و جملهها و فواصل و ابعاد آن همهاش اعجازى است كه عرب با آن مورد تحدّى قرار گرفته است .
و دليل بر اين نوع اعجاز قرآن اين است كه خداوند امر فرموده كه قرآن به نحو ترتيل خوانده شود :
وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا
253 و در جاى ديگر اين مطلب را كه ترتيل به دستور خداست بيان كرده و مىفرمايد :
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا
« كافران گويند : كه چرا قرآن يك جا بر پيامبر نازل نشده است ( حكمتش در نزول تدريجى اين است كه : ) تا به اين وسيله به تو آرامش بخشيم و آن را به صورت ترتيل ( بيان تدريجى ) نازل كرديم » 254 بنابر اين خداوند ترتيل را به پيامبرش آموخته است و پيامبر ( ص ) هم به مردم ، و ترتيل قراءت تنها نيست ، بلكه قراءت با آهنگى است كه نظم و ارتباط حروف و جملهها و آيات و نيز معانى و نغمههاى قرآن آشكار شود و همين موسيقى قرآن است .
مطلب دوّم اين است كه آهنگ و موسيقى قرآن براى غير عرب نيز اعجاز است ، زيرا موسيقى را همه درك مىكنند و در برابر آن به وجد مىآيند .
ما اين نظر او را كه قرآن براى عرب و غير عرب معجزه است ، مى پذيريم ، امّا به اين نكته كه براى غير عرب فقط موسيقى آن معجزه باشد ، بسنده نمى كنيم ، بلكه مىگوييم عبارات و شرايع و علوم گوناگون آن و اين كه آورنده آن فردى امّى و درس ناخوانده بود و پرورش يافته در شهرى كه نه مدرسه و نه مكتبى داشت ، همهء اينها نشانه اين است كه قرآن از سوى خداى متعال نازل شده است .