تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
برتر از توان بشر است ، و هر كه سجع را - در اين كه معنايش تابع قافيه و وزن است - مانند شعر مىداند ، طبعا قرآن را منزه از آن مىداند . به اعتقاد ما اتحاد مقاطع حروف را نمىتوان سجع ناميد ، زيرا مىبينيم كسانى كه در كلام خود سجع به كار مىبرند هدف آنان ، الفاظ است كه گرچه گاهى روان و شيرين مىباشد امّا چون هدف الفاظ است ، پس مناسب شأن قرآن نيست . و به اين ترتيب هر دو دسته بر اين امر متفقند كه قرآن كريم منزّه و برتر از آن است كه شبيه سخن مردم باشد گرچه از جنس آن باشد و از همان حروف تشكيل شده باشد . بحث را با گفتار « باقلانى » در توصيف الفاظ قرآن و سپس با سخنان « رافعى » در مورد فواصل و مقاطع قرآن به پايان مىبريم . « باقلانى » مىگويد : « قرآن داراى روشى آسان بوده و از نامأنوسى و دشوارى ناپسند و ظاهرسازى بدور است ، و همين باعث شده كه به راحتى قابل درك و دلپذير باشد ، و در عين حال امكان ندارد كسى نظير آن را بياورد ، و كسانى كه در صدد معارضه با آن افتادند ، نتوانستند كارى جز آوردن سخنان مبتذل و كلام پست و عارى از فصاحت و بلاغت انجام دهند ، و قرآن همچنان با درخشش پر فروغ خود و با روشى آسان و نزديك ، بر اعجاز خود استوار ماند » . « رافعى » مىگويد : « فواصلى كه در پايان آيات قرآن وجود دارد ، جز صورتهاى كاملى براى ابعادى كه جملات موسيقى بدان خاتمه مىيابد ، نيست ، و اين فواصل با آياتش در بر گردان صدا هماهنگى شگفتى دارد كه در هيچ سخنى اين گونه يكنواختى بين نغمه‌ها و معانى وجود ندارد ، و بيشتر فواصل آن با « نون » و « ميم » كه به تنهايى يا با مدّ ، دو حرف طبيعى در موسيقى به شمار مىروند پايان مىيابد ، . . . بعضى از دانشمندان گفته‌اند : « در بسيارى از موارد ، فواصل قرآن با حروف مدّ و لين و ياء و نون پايان مىيابد كه آدمى را به وجود مىآورد ، و چنان كه سيبويه مىگويد : عرب به هنگام ترنّم و آوازه خوانى الف و ياء و نون مىافزايند ، زيرا مىخواهند صداى خود
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 375 | محمد أبو زهرة / محمود ذبيحى