تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
« ابن سنان » عواملى را كه باعث شده‌اند برخى ، وجود « سجع » را در قرآن انكار كنند ذكر مىكند و ضمن ستايش اين انگيزه‌ها به شدّت با اين نظر مخالفت مىكند و مىگويد : « به گمان من ، آنچه باعث شده است كه اصحاب ما هر چه در قرآن وجود دارد فواصل بنامند و مواردى كه حروف مقاطع يكى است ، سجع به حساب نياورند ، پرهيز كردن آنان از نسبت دادن صفاتى است به قرآن كه آن صفات در كلام كاهنان و غير آنان وجود دارد ! و اين انگيزهء خوبى است ، امّا حقيقت همان است كه گفتيم ، زيرا فرقى بين مشاركت بخشى از قرآن با كلمات ديگران در سجع ، با مشاركت همهء قرآن با سخنان ديگران در فصاحت و صوت و اين كه به زبان منظّم عربى است ، وجود ندارد و اين مطلب واضحى است و نيازى به توضيح ندارد ، و نيز فرقى بين فواصلى كه حروف مقاطع آن مثل هم است ، با سجع نيست ، و وجود هيچ كدام در قرآن ، از اعجاز و ارزش آن نمىكاهد » . وى در ادامهء سخنانش مىگويد : « اگر كسى اشكال كند كه : اگر به عقيدهء شما سجع پسنديده است ، پس چرا تمام قرآن به صورت سجع نيست و چرا برخى از آن به گونه‌اى ديگر است ؟ در پاسخ خواهيم گفت كه : قرآن به زبان عرب و بر طبق عرف و عادت آنان نازل شده است ، و به نظر آنان سخنى كه تمامش سجع باشد ، فصيح نيست ، زيرا در آن نشانه‌هاى زشتى ، ظاهرسازى و تكلّف - به ويژه در كلام طولانى - وجود دارد ، پس قرآن به اين جهت تمامش سجع نيست و از طرفى بدون سجع هم نيست ، زيرا همانطور كه ياد آور شديم در بعضى از موارد باعث زيبايى سخن خواهد شد و شواهدى از آن در كلمات عرب وجود دارد ، امّا در برخى از مواردى كه شرايط سجع نباشد ، آوردن سجع در آن ، به فصاحت لطمه مىزند ، و به اين جهت در قرآن سجع و غير سجع هر دو وجود دارد » . ما هرگز احتمال تكلّف و به دشوارى سخن گفتن را در قرآن نمىدهيم ، زيرا آن كتاب از سوى خداى سبحان نازل شده است بلكه مىگوييم : خداوند خواسته است كه كتابش اين گونه باشد ، و حكمتش را چنين بيان داشته است :