تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَارٍّ وَصِيَّةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
248 در اين آيات تنها دو مقطع وجود دارد كه حروف آخر آن نه عين هم مىباشند و نه شبيه به هم ، اين كلام نثر خداست كه در آن ارسال وجود ندارد ، بلكه نغمه‌هايش يكنواخت و معانيش به هم پيوسته و الفاظش منسجم و متناسبند و علاوه بر آن احكام الهى را آسان و روان ، بيان كرده و ذكر ارقام از ارزش و هماهنگى آن نكاسته است .

آيا در قرآن سجع وجود دارد ؟

بىترديد در قرآن فواصلى كه گاهى حروف مقاطعش يكى است ، وجود دارد و ما برخى از آنها را در گذشته تلاوت كرديم ، آيا چنين فواصلى را مىتوان سجع ناميد ؟ در اين باره گفتار اهل بلاغت در گذشته ، متفاوت بوده است . « رمّانى » مىگويد : فواصل قرآن ، سجع نيست و به عقيدهء او قرآن برتر از آن است كه سجع داشته باشد ، « باقلانى » نيز در « دلائل الاعجاز » تقريبا يا تحقيقا همين نظر را پذيرفته است ، ما به زودى دليل اين قول را ذكر خواهيم كرد . ولى اكنون در مقام بيان دليل كسانى هستيم كه وجود سجع در قرآن را پذيرفته‌اند ، اگر چه آن را برتر از توان و كوشش مردم مىدانند . « ابو هلال عسكرى » از اين دسته است ، وى در كتاب « الصناعتين » گويد : « آنچه در قرآن سجع و ازدواج وجود دارد با كلام بشر در قوّت معنا و زيبايى لفظ و در بر داشتن رونق ، متفاوت است ، آيا نمىبينيد كه سخن خداى سبحان :
وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً فَالْمُورِياتِ قَدْحاً فَالْمُغِيراتِ صُبْحاً فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً
از هر سخنى از اين نوع مثل گفتار كاهنى كه مىگويد : « و السماء و الارض و القرض و الفرض و الفجر و البرض » « قسم به آسمان و زمين و وام و فرض و درياى بزرگ و جوانه » . برتر