است .
چنين سجعى زشت و ناپسند است چه اين كه داراى تكلّف و ناهماهنگى است و از اينرو نبى اكرم ( ص ) دربارهء مردى كه با صداى خوش مىگفت : « من لا شرب و لا اكل و لا صاح فاستهل . . . » فرمود همچون كاهنان ، سجع مىبافى ؟ ! زيرا در سجع آنان ، تكلّف و مشقّت آشكار است و اگر پيامبر ( ص ) آن مرد را به خاطر سجع ، مورد نكوهش قرار داده بود بايد مىفرمود : چرا سجع آوردى ؟ و اگر سخن داراى سجع بدون تكلف و ظاهر سازى باشد هيچ كلامى به زيبايى آن نخواهد رسيد ، و در سخنان پيامبر ( ص ) فراوان به چشم مىخورد .
مى بينيم كه « ابو هلال » با نظر « رمّانى » - كه هر سجعى ناپسند و مذموم باشد - مخالفت كرده است ، بلكه برخى از سجعها اين گونه است كه داراى تكلّف و ناهماهنگى الفاظ و معانى مىباشد ، و به عقيدهء او اشكالى ندارد كه بگوييم قرآن داراى سجع است ، امّا سجعى كه در اوج بلاغت است و هيچ سخنى به پايهء آن نمىرسد .
« ابن سنان » نيز در كتاب « سرّ البلاغه » آياتى را كه مقاطع يكسان دارد ، سجع ناميده است ، امّا سجعى كه هيچ كس مثل آن نمىتواند بياورد ، و براى اين مدّعا نمونههايى از قرآن را ذكر مىكند ، كه ما برخى از آنها را پيش از اين تلاوت كرديم و مثل :
وَ الْفَجْرِ وَ لَيالٍ عَشْرٍ وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ هَلْ فِي ذلِكَ قَسَمٌ لِذِي حِجْرٍ
249 و مانند :
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ وَ ثَمُودَ الَّذِينَ جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ وَ فِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتادِ الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلادِ فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسادَ
250 وى مىگويد : « هماهنگى سجع در اين آيات مورد نظر است ، از اين رو حرف « ياء » در « يسر » و در « الواد » حذف شده است ، و چنين چيزى در لغت به انگيزهء رعايت فواصل كلام ، صحيح مىباشد .
او براى اثبات نظر خود به اين آيات نيز استشهاد مىكند :
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ
251