تمام اينها فاعل به شكل تميز ذكر شده و به جاى آن كلمهء ديگرى فاعل قرار گرفته است و اين روش كلام ، بر علّت اسناد فعل به فاعل دلالت دارد ، و اگر مىفرمود :
« اشتعل شيب الرأس » هرگز بلاغت و زيبايى و رسايى
« اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً »
را نداشت .
اگر سوال شود كه علّت اين برترى چيست ؟ و چرا اگر « اشتعل » استعاره براى « شيب » به روشى كه در قرآن آمده ، آورده شود ، آن گاه داراى بلاغت و امتياز خواهد شد ؟ در پاسخ مىگوييم : تعبير قرآن علاوه بر اين كه بر معناى اصلى يعنى سفيد شدن موى سر دلالت دارد ، مفيد شمول و گستردگى نيز هست يعنى : سفيدى ، تمام موهاى سرش را فرا گرفته و ديگر اصلا موى سياه باقى نمانده يا به مقدار بسيار اندك باقى مانده است ، ولى تعبير « اشتعل شيب الرأس » يا « اشتعل الشيب فى الرأس » مفيد اين گستردگى و شمول نيست ، بلكه معنايش اين است كه بعضى از موها سفيد شده است ! « عبد القاهر » علّت بلاغت استعاره و بلاغت ساير كلماتى كه استعاره در كنار آنها به كار رفته ، نيكو بيان كرده است ، بنابر اين استعاره به تنهايى باعث زيبايى و بلاغت سخن مىشود اما سرّ اعجاز در استعاره با مجموع كلام است ، نه در استعاره به تنهايى .
وى مثال ديگرى نظير آيهء مزبور ذكر مىكند و آن سخن خداى متعال است كه مىفرمايد :
« وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً . . . »
« در زمين چشمهها روان ساختيم » 222 او درباره اين كه تميز و تخصيص بعد از تعميم و گسترش ، بلاغتى معجزه آساست » مىگويد :
« نظير آيهء مزبور آيه شريفهء
« وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً »
مىباشد كه اسناد « تفجير » به « عيون » مانند اسناد « اشتعال » به « رأس » مفيد عموم و گستردگى است يعنى تمام زمين چشمه شد و آب از همه جاى آن روان گرديد و اگر مىگفت : « و فجرنا عيون الارض » يا « فجرنا العيون فى الارض » هرگز چنين دلالتى نداشت و مفهومش اين بود كه چشمهها به طور متفرّق و پراكنده و از بخشى از زمين مىجوشيد نه از همهء آن »