تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
شيوا چنين گفته است : « همه دانشمندان معتقدند : بيان جمله به صورت كنايه ، رساتر از تصريح و روشن گويى است . . . » اين موضوع گر چه تا حدودى درست است ، زيرا انسان عاقل در طلب آگاهى از اشياء آرام نمىگيرد تا اين كه به عمق آن پى ببرد و انديشه‌اش به زواياى آن دست يابد و جاى شبهه و سؤال برايش باقى نماند ، اما بايد دانست كه : روشهاى گوناگون سخن از قبيل تشبيه ، استعاره و ساير اقسام مجاز و كنايه به خودى خود و به تنهايى اصل بلاغت نيست ، به اين معنا كه اگر در هر كلامى پيدا شود آن را فصيح و بليغ نمىكند ، بلكه نخست بايد بلاغت در مادّه و موضوع و اسلوبهاى سخن وجود داشته باشد تا اين روشها بخشى از بلاغت كلام بليغ شود امّا اگر سخن داراى موضوع نباشد ، يا موضوع آن بىارزش و داراى معناى مبتذل باشد اين روشها نمىتواند به سخن بلاغت و زيبايى بخشد . » ما به اين مطلب در گذشته هنگام بحث از استعاره در قول خداى تعالى « و اشتعل الراس شيبا » اشاره كرديم و در اين آيه بدون ترديد شاهد زيبايى آشكار در تشبيه فراوانى موى سفيد سر به شعله‌ور شدن آتش بوديم ، ولى بايد گفت كه اين زيبايى در حقيقت منحصرا معلول استعاره نيست ، بلكه استعاره با نظم و هماهنگى كلمات ، موجب زيبايى آن شده است ، « عبد القاهر » در « دلائل الاعجاز » اين مطلب را بيان كرده و مىگويد : « وقتى سخن از قول خداوند متعال : « و اشتعل الرأس شيبا » به ميان مى آيد ، مردم تنها از استعاره آن ياد مى كنند و صرفا آن را نشانهء عظمت قرآن كريم مى دانند ، امّا در واقع اين گونه نيست ، چرا كه عظمت و امتياز بزرگ و زيبايى دلنشين اين سخن ، تنها به استعاره منحصر نمىشود ، بلكه به اين جهت است كه فاعل در حقيقت « شيبا » مى باشد ، اما در آيه « شيبا » فاعل قرار نگرفته ، و به جاى او « الرأس » فاعل شده است و « شيبا » تميز قرار داده شده و اين تغيير براى اشاره به سبب اسناد فعل و سبب ذكر اشتعال است . نظير « طاب زيد » نفسا و قرّ عمرو عينا و تصبب عرقا و كرم اصلا و حسن وجها و . . . » كه در