زند ، امّا آنها كه ايمان آوردند مىدانند كه اين مثلها درست و از جانب خداست ، امّا كافران مىگويند : خدا را از اين مثل چه مقصود است ؟ گمراه مىكند به اين مثل بسيارى را و هدايت مىكند بسيارى را ، و گمراه نمىكند به آن مگر فاسقان را » آرى قرآن ، غذاى روح و سفرهء رنگارنگ الهى براى انسانهاست كه سرتاسر آن سود بخش و پرثمر است ، خداوند ما را از آن بهرهمند سازد و آن را زره ما در برابر پيش آمدها و حوادث قرار دهد ، تا بدان پناه بريم و تكيه كنيم در پرتو آن گام برداريم .
استعاره در قرآن
استعاره يكى از اقسام تشبيه است كه « علاقهء مشابهت » بين معناى اصلى ( موضوع له ) و معناى مجازيى كه لفظ در آن استعمال مىشود ، وجود داشته باشد . مثلا اگر كسى از مرد شجاعى به شير يا از مرد سخنور شجاعى به « على بن ابى طالب » تعبير كند ، علاقه و نسبت بين دو معنا ( معناى حقيقى و معناى مجازى ) در مثال اوّل « شجاعت » ، و در مثال دوّم « شجاعت و سخنورى » است .
بنابر اين بين تشبيه و استعاره ، رابطه و نسبت وجود دارد ، و به تعبير ديگر استعاره يكى از راهها و روشهاى تشبيه ، يا تشبيه همراه با مبالغه است ، زيرا مشبّه فردى از افراد مشبه به قرار داده مىشود ، از اينرو بايد از دو ويژگى برخوردار باشد ، يكى اين كه : ادات تشبيه چون « كاف » در جمله به كار نرود ، و يا مثلا « مشبّه به » بر « مشبه » حمل نشود .
و بالاخره « مشبّه » به هيچ وجه ذكر نشود . ديگر اين كه : لفظى كه بر « مشبّه به » دلالت مىكند ، لفظى عام بوده باشد مانند : اسم جنس ، تا اين كه مشبه ، به ظهور لفظى داخل در عموم افراد « مشبّه به » شود مثل اين كه بگوييم :
« شيرى با يال و كوپال به جانب دشمن شتافت و خداوند به دست او از آنان انتقام گرفت » در اين جا قرينه كلام گواهى مىدهد كه او انسان است و گويا