« خدا مثل مىزند بندهء مملوكى را كه قادر بر هيچ چيز نيست با كسى كه ما به او روزى نيكو و فراوان عطا كرديم ، و او پنهان و آشكار از آن انفاق مىكند اين دو يكسانند ؟ ستايش ويژهء خداست امّا بيشتر مردم نمىدانند ، باز خدا مثل مىزند دو مرد را يكى بندهاى باشد گنگ كه قادر بر چيزى نيست و بارى است بر دوش مولاى خود ، و از هيچ راه خيرى به مالك خود نرساند آيا برابر است با كسى كه به عدل ، فرمان دهد و به راه راست و سيرت درست باشد ؟ » 206 .
تشبيه اوّل از نوع تمثيل است يعنى تشبيه مىكند كسى را كه بت مىپرستد و آن را با آفريدگار دانا يكى مىداند به كسى كه بندهء مملوك بىاختيار را با فرد آزادى كه خدا به او روزى نيكو و فراوان داده ، برابر مىشمرد ، در حالى كه اين دو در حال و مرتبه يكسان نيستند و نتيجه اين كه بتى كه هيچ قدرتى با خداى مالك هستى و قادر بر همه چيز برابر نيست .
تشبيه دوّم : تشبيه حال مشركان است در اين كه خداى توانا را با سنگ بىسود و زيان يكى مىدانند ، همچنين حال كسانى كه انسان لال را كه سربار جامعه است با انسانى كه سخن حكيمانه مىگويد و اقامه عدل مىكند ، برابر مىدانند ، البته اين دو يكسان نيستند پس پرستش بتها و برابر دانستن آنها با خدا ، درست نيست .
آرى ، خداى سبحان ، حقايق را در ميان مردم ظاهر بين و مادّه گرا از راه تشبيه به محسوسات آشكار مىسازد ، و با زدن مثالها واقعيات و دلايل آن را روشن مىكند گرچه مثال به چيزهايى باشد كه از نظر مشركان ناچيز به شمار مىروند و حال آن كه ناچيز نيستند ، بلكه آنها با عظمتند ، زيرا آفريدهء خدايند همچنان كه مىفرمايد :
إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ
« خدا را باك و ملاحظهاى از آن نيست كه به پشه و بزرگتر از آن مثال