« يا مثل آنان مثل كسانى است كه در بيابان بارش تندى از آسمان بر آنها ببارد و در تاريكى و رعد و برق ، انگشتان از شدّت صداى غرّشهاى ابر و از ترس مرگ در گوشهاى خود نهند ولى عذاب خدا كافران را فرا گيرد ، نزديك باشد كه برق ، روشنى چشمهايشان را ببرد ، هر گاه روشنى ببينند در آن قدم بردارند و چون تاريك شود ( حيرت زده ) بايستند اگر خدا بخواهد آنان را كر و كور مىساخت و خدا بر هر چيزى قادر است » . 205
در اين مثل ، خداوند حال آنان را به دو چيز تشبيه كرده كه هر كدام تشبيه مستقل و جدا گانه است .
تشبيه اوّل : خداوند سبحان وضع آنان را به حال كسانى تشبيه كرده است كه باران شديدى بر آنان فرو مىريزد و ابرهاى تيره متراكم و تاريكيهاى پشت سر هم همراه با رعد و برق كه نشانه عذاب سخت است ، آنان را فرا مىگيرد ، و آنان در اين حال ترس و وحشت با شنيدن هر غرّشى به انتظار مرگ مىنشينند و از بيم مرگ انگشتانشان را در گوشهاشان مىنهند .
اين ترسيم و توصيف نفس منافق است كه هميشه در گمراهى اضطراب و بىثباتى به سر مىبرد ، چرا كه به چيزى ايمان ندارد و ايمان و ياد خداست كه مايه آرامش دلهاست بنابر اين در تشبيه قبلى ، حالت آنان را در طلب برهان و عدم تمسك به آن به سبب هوا پرستى و تسلط شهوت توصيف مىكند و اين تشبيه حالت آنان را از جهت اضطراب هميشگى و ترس بيهوده آنان بيان مىدارد . از اينرو برخى از علماى اخلاق مىگويند : « منشأ نفاق ضعف نفس است » .
تشبيه دوّم
يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ . . .
فرع بر تشبيه اوّل است اگرچه مىتواند خود تشبيه مستقل و جداگانه باشد ، زيرا اگر آنان به هنگام رعد ، انگشتها را در گوشهاشان فرو مىبرند . پس برقى كه همراه با باران تند مىجهد ، چنان وحشتناك است كه نزديك است چشمان آنان را بربايد و اين توصيف حال منافقان است كه هميشه در سرگردانى به سر مىبرند و با اينكه نور حق ، راه را به آنان نشان مىدهد ، ولى چقدر به خود ستم روا مىدارند و دست از نفاق و دورويى برنمىدارند .
خداوند متعال در پايان آيات مزبور و پس از اين تشبيه محكم و استوار به