تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
بيدارى مردم و توجّه دادن به عظمت « روح » و حاكميت آن ، و اثبات قدرت خداى بزرگ بوده است ، - كه او هر چه بخواهد بر انجام آن قادر است - بنابراين مىتوان گفت كه : رسالت و معجزاتش با آن زمان هماهنگ بوده است .

معجزهء قرآن

همهء معجزات ابراهيم ( ع ) و موسى ( ع ) و ساير انبيا - خواه مادّى محض باشند و خواه گونه‌اى در ارتباط با معنى باشند - محسوس و قابل رؤيت بود ، كه پس از رؤيت انسان را وادار به انديشه مىكردند - و از نوعى كه در عين تحقق و وجود ، جز با تفكر و تأمل درك نمىشود ، نبودند - و اينها حوادثى بودند كه پديد مىآمدند و سپس از بين مىرفتند ، و فقط خبر آنها در تاريخ مىماند ، و جز كسانى كه آن را مشاهده كرد و بودند ، ديگران آن را به طور عينى نمىشناسند . ولى معجزهء پيامبر اسلام ( ص ) نوع ديگر بود ، هرگز يك حادثه مقطعى - كه فقط نامش باقى مانده باشد - نبود بلكه خطاب به همه نسلها نازل شد تا او را ببينند و به ساير مردم بازگو كنند ، پس قرآن معجزهء مناسب با رسالت حضرت ختمى مرتبت ( ص ) مىباشد ، چرا كه براى همهء مردم در همهء زمانهاست و پيامبر اسلام ( ص ) بر همهء پيامبران شرافت دارد . در واقع پى بردن به وقوع معجزات انبياى گذشته ، جز از راه قرآن امكان پذير نيست ، چه اينكه قرآن معجزات نوح ( ع ) و ابراهيم ( ع ) و موسى ( ع ) و عيسى ( ع ) - ( درود و تحيت بر آنان ) - را تثبيت كرده است ، و گرنه مردم به آنها پى نمىبردند ، و اگر كتابهاى ديگر ، پاره‌اى از اين معجزات را نقل كرده باشند ، از آنجا كه همراه با خبرهاى غير واقعى بوده است - مثل نسبت دادن زنا به لوط در حال مستى - قابل اعتماد نيستند . بنابراين معجزه محمد ( ص ) قرآن كريم است ، البته خداوند معجزات ديگرى را به وسيلهء آن حضرت جارى كرده است ، مانند خبرهاى غيبى و آمدن نخل به سوى آن حضرت و گريهء شتر ماده در حضور حضرت ، و واقعهء معراج ، ولى فقط به وسيله قرآن مشركين را به مبارزه خوانده است و آنان را با ( صداى ) رسا به آوردن