من باد روزى كه به دنيا آمدهام و روزى كه بميرم و روزى كه زنده برانگيخته شوم » . 3
چرا معجزات پيامبران گذشته ، مانند نمونههاى ذكر شده حسّى بود ، امّا معجزهء پيامبر اسلام ( ص ) معنوى است ؟ چه اين كه سخنى است كه تلاوت مىشود ، و شامل ياد آوريهاى حكيمانه و شرايع محكم و جاودانه است .
قبلا بايد دانست اگر چه معجزهء حسّى در به دو امر چشمها را خيره و عقلها را حيران مىكند ، ولى اين هرگز نشانهء عظمت يا كاستى آن نمىشود بلكه حكمت خداى عليم و قادر چنين اقتضايى دارد ، و البته خداوند بعضى از پيامبران را بر بعض ديگر برترى داده است ، خداوند با برخى از آنان سخن گفته است و بعضى را به مراتبى بر بعض ديگر مورد فضيلت قرار داده است امّا ميزان برترى به حسّى بودن آيات و معجزات نيست ، بلكه بستگى به امورى دارد كه خداوند معيّن فرموده و خود به آن عالم است ، و تعيين اين امور منحصرا حق اوست .
مىپردازيم به پاسخ سؤال مطرح شده : دانشمندانى مىگويند : « معجزهء هر پيامبر ، متناسب و هماهنگ با زمانى است كه او در همان زمان فرستاده شده است ، چرا كه معجزه براى هدايت و ارشاد مردم است ، و اين هماهنگى معجزه با زمان براى هدايت بهتر است و تناسب آن با رسالت پيامبر نشانهء كمال رسالت و فراگير بودن آن در همهء زمانهاست » .
اين گفته در پارهاى از موارد پذيرفتنى است ، مثلا حضرت ابراهيم ( ع ) به ميان مردمى رفت كه نزديك آنان آتش پرستها مىزيستند ، بنابراين ، خاموش كردن آتش براى آن حضرت بدون اسباب مادّى ، نشانهء عجز و نقص آتشى است كه مورد پرستش آنان قرار مىگرفت ، و همچنين معجزات حضرت موسى ( ع ) متناسب با مردم مصر بود ، مردمى كه جادوگرى و غيبگويى در بين آنان رواج داشت ، و جادوگران از منزلتى خاص بر خوردار بودند ، و نيز ساير معجزات آن حضرت مربوط به كشاورزى و آفات آن بود ، كه مردم مصر از زمانهاى دور به كار كشاورزى و دامدارى اشتغال داشتند ، خداوند در اينباره مىفرمايد :
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 26
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٢٦