تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
توضيح اين كه : زمان بنى اسرائيل دوران ماده گرايى و عدم اعتقاد به ماوراء الطبيعه بوده است ، و حتى برخى از يهود ايمان به معاد نداشتند ، و تورات تحريف شدهء كنونى روح انسان را خون او مىداند ! در كنار اين گرايشهاى مادّى حاكم بر بنى اسرائيل ، كه از افكار روميهاى آن زمان نشأت گرفته بود ، اعتقاد شديدى به اسباب و مسببات عادى وجود داشت ، به طورى كه عقيده داشتند كه علت از معلول و لازم از ملزوم جدا شدنى نيست ، و هيچ پديده‌اى بدون سبب مادى يافت نمىشود ، پس فرزند بدون پدر به دنيا نمىآيد و انسان پس از مرگ زنده نمىشود ، و اسباب طبيعى قادر به زنده كردن مرده ، يا بينا كردن كور مادرزاد نيست . و بدين‌گونه فلسفهء « ايونى » 6 و يونانى بر جامعه حكمفرما شد ، به طورى كه آنان آفرينش جهان را توسط آفريدگار ، تابع قانون عليت مىدانستند ، و چنين پنداشتند كه جهان معلول آفريدگار است ، بدون اينكه اراده و اختيار آفريدگار را در پيدايش جهان دخالت دهند ، زيرا معتقدند كه قانون عليّت بر همه چيز حاكم است [ بر اساس اين تفكّر ، انفكاك معلول از علّت تامّه محال است و چون آفريدگار را علت تامّه مىدانند ، پيدايش جهان كه معلول اوست ، الزامى خواهد بود ] . از اين رو معجزات حضرت عيسى ( ع ) براى تنبيه و اشاره به دو مسأله بود ، اوّل : اثبات تجرّد روح و تسلط و سيطرهء آن بر بدن ، از راه خبر دادن از اسرار نهانى مردم مثل خبر دادن از آنچه كه آنان مىخورند ، و آنچه را كه در خانه‌هاى خود ذخيره مىكردند ، و همچنين زنده كردن مردگان ، و بيرون آوردن آنها از قبرهايشان و نيز نازل شدن مائدهء آسمانى بر او - به اذن خدا - . دوّم : از بين بردن اعتقاد به ارتباط پيوسته و تخلف ناپذير بين اسباب و مسببات عادى به اين كه او بدون پدر به دنيا آمد ، و در كودكى در گهواره لب به سخن گشود ، و از غيب خبر داد ، و به اذن خدا مردگان را زنده كرد ، و اينها بر خلاف جريانات طبيعى بود . و به اين ترتيب ، پى مىبريم كه معجزات عيسى ( ع ) و رسالت او ، براى