وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْمِيزانَ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ وَ لا تَقْعُدُوا بِكُلِّ صِراطٍ تُوعِدُونَ وَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ تَبْغُونَها عِوَجاً وَ اذْكُرُوا إِذْ كُنْتُمْ قَلِيلًا فَكَثَّرَكُمْ وَ انْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ وَ إِنْ كانَ طائِفَةٌ مِنْكُمْ آمَنُوا بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ ، وَ طائِفَةٌ لَمْ يُؤْمِنُوا فَاصْبِرُوا حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنا وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ
« به اهل مدين برادر آنها شعيب ( ع ) را فرستاديم ، گفت : اى قوم ! خداى را بپرستيد كه شما را جز او خدايى نيست ، اينك كه از سوى پروردگار بر شما برهانى آشكار آمد ، كم نفروشيد و در سنجش كيل و وزن با مردم عدل و درستى پيشه كنيد و در زمين پس از اصلاح آن ( توسط شرايع آسمانى ) به فساد برخيزيد كه اين كارها براى شما بهتر است اگر ايمان داريد ، و به هر طريق در كمين گمراه كردن خلق و ترسيدن و باز داشتن آنها از راه خدا برنياييد تا هر كه به خدا ايمان آورده ، به گمراهى بكشانيد ، و شما اى مسلمين به ياد آريد زمانى را كه تعداد اندكى بوديد ( و دشمنان شما بسيار ) خدا بر تعداد شما افزود و بنگريد كه سرانجام مفسدان چگونه بود ؟ ( و شعيب ( ع ) گفت : ) اگر به آنچه كه من از طرف خدا مأمور به تبليغ آن شدهام گروهى ايمان آورند و گروهى ايمان نياورند ، پس ( شما اى مؤمنان ) پايدارى كنيد ، تا خدا ميان ما و آنها داورى كند كه او بهترين دادخواهان است » 139 .
اين آيات كه بازگو كننده داستان شعيب ( ع ) است صريحا مردم را به جانب عمل يعنى : اصلاح جامعه و بازدارى از فساد در زمين و رعايت امانت و درستى در معاملات ، فرا خوانده است .
در جاى ديگرى از ماجراى شعيب ( ع ) اين دعوت و فراخوانى را تكرار مىكند و سپس بيان مىدارد كه چگونه مخالفان با اصرار بر باطل در برابر دعوت حق ، مقاومت مىكردند ، تا اين كه خداوند مشيّت خود را در مورد گناهكاران و كسانى كه عامل فساد در جامعه مىشوند به جريان انداخت .
خداوند در اين باره از قول شعيب ( ع ) مىفرمايد :