تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
بى جهت ترسيدند و تعصّب و جوانمردى نداشتند . دوّم : اين ضعف مايهء از بين رفتن ايمانشان شد ، و در حكم خدا شك و ترديد كردند ، به طورى كه به موسى گفتند : تو برو و به اتّفاق پروردگارت پيكار كن ما اين جا مىنشينيم ، و اين تمسخر حاكى از ضعف ايمان است ، همانطور كه نفس آنان ضعيف بود . سوّم : ملتها جز در سايهء سختيها و مشكلات زندگى ، به رشد و كمال نمىرسند ، و همانطور كه در ناز و نعمت و شيرينى زندگى بوده‌اند ، بايد تلخى آن را نيز بچشند ، لذا خداوند سبحان فرمود : نبايد آنان وارد سرزمين مقدّس شوند ، و اين امر بر آنان حرام است . ظاهرا مقصود حرمت تكوينى است ، يعنى ديگر امكان ندارد وارد آن سرزمين شوند ، گر چه جهاد و قتال كنند ، مگر پس از آن كه ضعف و سستى از ميان آنان رخت بر بندد ، و نسل تازه‌اى كه در سختيها و مشكلات بزرگ شده‌اند و زندگى را در ستيز و جهاد بدانند نه در ضعف و زبونى . و من گمان ندارم كه از « چهل سال » عدد خاصّى در نظر باشد ، بلكه منظور مدتى است كه پس از آن مدت نسل جديدى كه در سختيها و مشكلات زندگى رشد كرده‌اند ، پديد آيند . « ابن خلدون » به اين حقيقت قرآنى ، پى برده است ، و اساس نيروى ملتها را ، صلابت و سختى زندگى قرار داده است ، و اگر ملتى تن پرور و آسايش طلب بود ، خداوند به جاى آنان مردمى نيرومند و پولادين كه مصائب و مشكلات زندگى را چشيده‌اند مىآورد .

قصص قرآن ، تنوّعى در بيان

پيش از اين خاطرنشان كرديم كه قرآن از نظر تنوّع سخن و گوناگونى بيان داراى اقسام و انواع مختلفى است ، كه اگر چه در حقيقت و ماهيّت با يكديگر تفاوت دارند امّا همگى آنها يك هدف را دنبال مىكنند ، و اين گونه تنوّع ، در كلام بشر ، هر قدر در مرتبهء عالى از بلاغت باشد ، امكان پذير نيست و
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 234 | محمد أبو زهرة / محمود ذبيحى