با وجود اين نعمتها و الطاف پياپى و آيات روشن و آشكار ، خداوند آنان را به طاعت خويش ، فرمان مىدهد و از آنان پيمان مىگيرد ، و براى تأكيد و تثبيت آن ، كوه طور را مانند سايه بانى بالاى سر آنان قرار مىدهد ، امّا آنان عمدا اطاعت نمى كنند ، و از آن روى گردان مىشوند ، زيرا آنان طبعا مردمى حق نشناس و كافرند و در اين جهت ضرب المثلند ، و فراوانى و كثرت معجزات و آيات براى اين است كه بفهماند كفر و ناسپاسى آنان ناشى از كمبود و نقص برهان و دليل نيست ، بلكه اين همه دلايل روشن و آشكار سبب فزونى كفر و عناد آنان شد .
و سفارش خداوند به آنان در مورد احترام به روز شنبه براى اين بود كه در آن روز به آسايش و نظافت بپردازند و از مادّيات خود را دور كرده و نفس را از آلودگيها ، پاك سازند ، و چون چنين نكردند خداوند آنان را به صورت خنزيرها و بوزينههاى وحشى مسخ كرد .
باز خداوند براى آزمايش ايمان آنان دستور داد تا گاوى را ذبح كنند ، امّا از آن جا كه تحت تأثير افكار مصريها در پرستش گوساله بودند ، در اين كار درنگ و ترديد مىكردند ، و با تجاهل در اين امر مجادله مىكردند ، و اگر هر نوع گاوى را ذبح مىكردند ، اطاعت فرمان حق شده بود ، امّا آنان ابراز ترديد مى كردند ، و از حقيقت و از بزرگى و كوچكى آن سؤال كردند ، به آنان پاسخ داده شد ، بعد از رنگ آن جويا شدند ، جوابش را دريافت كردند ، و سپس پرسيدند كه آن گاو براى شخم باشد يا براى زاد و ولد ، به هر حال آن را ذبح كردند ولى بخاطر پيروى از افكار و پندارهاى مردم مصر ، نزديك بود كه نافرمانى كنند .
اين سرگذشت بنى اسرائيل و چگونگى برخورد آنان با دستورات الهى بود ، كه ذكر آن در دوران موسى ( ع ) و در ضمن داستانهاى آن حضرت به خاطر مقاصد و اهداف خاصّى است كه در آن دنبال مىشود نظير داستان خود موسى ( ع ) .
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 231
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٢٣١