بخاطر هدفى ديگر است كه جز با تكرار حاصل نمى شود .
موسى ( ع ) با بنى اسرائيل
داستان موسى ( ع ) در قرآن به دو بخش تقسيم مىشود ، بخش اوّل :
سرگذشت وى در مصر و پيكار و جدال او با فرعون مىباشد ، و ما گفتيم كه در اين بخش تكرارى جز براى نو آورى وجود ندارد ، يعنى : هر كدام مكمل ديگرى و يا مقدّمه براى آن است ، و به هر حال در تكرار هدف و مقصودى در كار است .
امّا بخش دوّم : مربوط به دوران پس از مهاجرت به كوه « طور » و همراه شدن موسى با بنى اسرائيل و نجات آنان از چنگال فرعون و لشكريانش مى باشد ، در اين قسمت « الواح » و « علم تورات » بر موسى ( ع ) نازل شد ، و با خاطرهء تلخى از ضعف و تقليد كوركورانه بنى اسرائيل روبرو شد ، همانطور كه قبل از پيكار با فرعون نظير آن را از آنان ديده بود .
در ماجراى بنى اسرائيل با موسى ( ع ) وضع مردمى تشريح مىشود كه دچار ضعف نفس شدند و تن به ذلّت و فرومايگى دادند و زندگى پست دنيا را برگزيده و آن را قرارگاه خود ساختند .
موسى ( ع ) آنان را به جانب طور برد و خداوند بر آنان مائدهء آسمانى فرستاد و ابر آسمانى را بر سرشان افكند تا آفتاب بيابان آنان را نسوزاند سپس نعمتها و معجزات پياپى بر آنان نازل كرد ، كه در اوائل سورهء بقره به قسمتى از اين ماجراها اشاره كرده و فرموده است :
« اى بنى اسرائيل ياد كنيد از نعمتهايى كه بر شما ارزانى داشتم و شما را بر عالميان برترى دادم » . 126 و از روزى كه كسى به جاى ديگرى مجازات نبيند و هيچ شفاعت از كسى پذيرفته نيست ، و فدا و عوض قبول نكنند ، بر حذر باشيد ، و به ياد آريد هنگامى كه شما را از ستم فرعونيان رهاينديم ، كه شما را به سختى شكنجه مىدادند ، به حدّى كه پسرانتان را كشته و زنانتان را ( براى خدمت ) زنده نگاه مىداشتند ، و اين بلا و آزمايش بزرگى بود كه خدا شما را بدان مىآزمود ، زمانى كه براى نجات شما دريا را شكافتيم و فرعونيان را در آن