و ستمگرى به تعقيب آنان پرداختند تا چون هنگام غرق فرعون رسيد ، گفت اينك من ايمان آوردم و شهادت مىدهم كه براستى جز آن كسى كه بنى اسرائيل به او ايمان دارند ، خدايى در عالم نيست و من هم تسليم فرمان اويم ، ( در آن حال ) به او خطاب شد كه اكنون ( بايد ايمان بياورى ) ؟ در صورتى كه از اين پيش ، عمرى به كفر و نافرمانى زيست ، پس ما امروز ( تو را غرق ) و بدنت را براى عبرت باز ماندگانت به ساحل نجات مىرسانيم ، همانا و بسيارى از مردم از آيات ما غافلند » 123 .
و اين پايان كار فرعون بود .
در اين جا سه نكته را مورد بررسى قرار مىدهيم .
نخست اين كه : فرعون پيوسته از لشكرش ياد مىكرد كه آنان در دشمنى و طغيانش او را يارى و همراهى مىكنند ، و سخنى از يارى مردم به ميان نمى آورد .
دوّم : تعداد مردمى كه به موسى ( ع ) ايمان آورده بودند ، به اندازهاى نبودند كه بتوانند پايههاى حكومت فرعون را بلرزانند ، و اگر هم زياد بودند باز به اين كار توفيقى نداشتند ، زيرا در چنگال فرعون بودند ، پس دعوت موسى ( ع ) را اجابت نكردند ، طبيعة در چنين جامعهاى در برابر پادشاهان مخالف حق برخى منافقانه عمل مىكنند ، و عدّهاى چاپلوسى را پيشه خود مىسازند ، و مردم هم بى تفاوت و نظارهگر صحنه مىشوند ، و در چنين مواردى كه دشمن زياد ، و ياور اندك است ، هجرت ضرورى مىنمايد .
سوّم : خداوند توسط موسى ( ع ) معجزات پيوستهاى را در سرزمين سرسبز مصر جارى كرد - چنان كه در سورهء اعراف خاطر نشان شده است - و در آن سوره نام موسى ( ع ) و فرعون به ميان آمده است ، و ماجراى عصا و ساحران را بازگو نموده است ، و علّت تكرار اين است كه عصا معجزه بزرگى است كه با آن تحدّى صورت گرفته است ، چنان كه از « قرآن كريم » در قرآن فراوان ياد شده است ، چون معجزه بزرگى است كه توسط پيامبر اسلام ( ع ) آمده است .
خداوند فرعونيان را با معجزات كشاورزى و دامدارى آزمود ، چنان كه فرمود :
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 224
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٢٢٤