« ما به موسى نه آيت روشن و معجزه آشكار عطا كرديم ، اين حكايت را از بنى اسرائيل بپرس كه موسى بر آنها آمد ، پس فرعون گفت : اى موسى من تو را جادو شده مىپندارم ، موسى پاسخ داد : كه تو خود مىدانى كه اين آيات را براى هدايت خلق ، جز خداى آسمانها و زمين نفرستاده است و من تو را اى فرعون شخصى هلاك شده مىپندارم ، پس فرعون اراده كرد كه موسى و قومش را از زمين ( مصر ) بر اندازد ، ما هم او و همدستانش همگى را به دريا غرق كرديم و بعد از آن بنى اسرائيل را فرمان داديم كه در آن سرزمين ساكن شوند تا از آن پس كه وعده آخرت فرا رسد ، همه شما را با هم باز برانگيزم ، با اين آيات ( قرآن ) را به حق فرستاديم و براى حق و راستى نازل شد ، و تو را جز براى آن كه ( مؤمنان را ) مژده و ( كافران را ) بيم دهى نفرستاديم » 125 .
اين بود سر گذشت موسى با فرعون و مردم مصر كه بخشى از آن را ذكر كرديم ، و آن در فصول مختلف قرآن از بخشهاى قرآن كريم نقل شده است ، و بايد دانست كه علاوه بر بلاغت داستان سرايى و تأثير فوق العاده آن - كه بعدا راجع به آن سخن خواهيم گفت - هيچگونه تكرار بيهودهاى از نظر معنى و خصوصيات وجود ندارد ، يعنى هر بخشى داراى معنى و هدف و بافت خاصّى است ، و اگر برخى از الفاظ يا معانى تكرار شدهاند اين به خاطر بيان هدف بزرگى از آن قسمت است ، مثلا در هنگام برخورد موسى با فرعون از نعمتهاى خدا به او - از دوران شيرخوارگى تا رسيدن به زندگى راحت و گوارا - عباراتى ذكر شده است تا خدا به او بفهماند كه برخورد كنونى خدا با او مانند آن وقتى كه مادرش او را در دريا افكند تا با خونسردى فرعون را ملاقات كند .
و نيز گاهى شاهد تكرار برخى از معانى هستيم ، زيرا در مرتبه اوّل مراد و مقصود را ذكر مىكند ، و مرتبه دوّم زمينه را براى مقصود آماده مىكند و آن را مورد تأييد قرار مىدهد .
بنابراين ، اين نوع تكرار ، تكرار محض و بيهوده نيست ، بلكه نو آورى در معنى است و نيز ترديد نيست ، تفاوت تجديد و نو آورى با ترديد اين است كه در ترديد ، تكرار بدون هدف يا تنها تأكيد وجود دارد ، امّا در تجديد تكرار
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 226
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٢٢٦