دروغش بر خود اوست و اگر راستگو باشد بعضى از وعدههاى او به شما برسد و خدا البته مردم ستمكار و دروغگو را هرگز راهنمايى نخواهد كرد ، اى قوم ، امروز ملك و سلطنت زمين ( مصر ) با شماست ، ليكن اگر قهر و انتقام خدا بر ما برسد كيست كه ما را از آن نجات دهد ؟ فرعون باز گفت : جز آن كه رأى دادم ، رأى ديگرى را نمى دهم و شما را جز به راه صواب دلالت نمى كنم ، باز همان شخص با ايمان ( به فرعونيان ) گفت : اى قوم من بر شما مىترسم از روزى مانند روز سخت احزاب ( و امم پيشين ) مثل روزگار ناگوار قوم نوح و عاد و ثمود و امم بعد از اينان ، و خدا هيچ ارادهء ظلم در حق بندگان نكند ، و باز گفت : اى قوم براى شما از عذاب روز قيامت كه خلق از سختى آن به فرياد آيند ، مى ترسم ، روزى كه از عذاب آن هر سو بگريزيد و هيچ كس از قهر خدا پناهى نيابد و هر كه را خدا گمراه كند ، ديگر براى او راهنمايى نيست ، و از اين پيش يوسف به سوى شما ( مصريان ) با معجزات و دلايل روشن آمد و پيوسته از آياتى كه براى شما آورد ، شما در شك و ترديد بمانديد ، تا آن كه يوسف از دنيا برفت و باز ( به دروغ ) گفتيد : كه ديگر خدا پس از يوسف هرگز رسولى نمىفرستد ( آرى ) خدا اين گونه مردم ستمگرى كه در شك و ترديد و ريبند ، گمراه مىگرداند » 119 .
بحث و درگيرى بين مؤمنان و فرعون ادامه يافت و فرعون و فرعونيان مردم را از راه خدا باز مىداشتند و مؤمنان ، مردم را به راه راست فرا مىخواندند .
وَ قالَ الَّذِي آمَنَ يا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشادِ يا قَوْمِ إِنَّما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا مَتاعٌ وَ إِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دارُ الْقَرارِ
« آن فرد مؤمن گفت : اى قوم مرا پيروى كنيد ، تا شما را به راه راست رهنمون سازم ، اى قوم زندگى دنيا متاع ناچيزى بيش نيست و سراى آخرت منزلگاه ابدى است » 120 تا آن كه گفت :
وَ يا قَوْمِ ما لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجاةِ وَ تَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ . . .
فَسَتَذْكُرُونَ ما أَقُولُ لَكُمْ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ
« اى قوم چرا من شما را به راه نجات دعوت مىكنم و شما مرا به سوى