رسيد و در برابر كابين يكى از دو دختر شعيب اجير وى شد ، او ابتدا با نعمتهاى زيادى روبرو شد ، ولى به آنها رغبتى نشان نداد ، زيرا زندگى او آميخته با احساس تلخى نسبت به ستم بود ، پس به سوى مردم باز گشت ، و اگر چه در ميان آنان زندگى سخت و مشقت بارى داشت امّا بر او گوارا بود و خاطرش آسوده .
در اين هنگام معجزات و نشانههاى پيامبرى پديدار شد ، و به دنبال آن رسالت آغاز گرديد ، موسى ( ع ) سنگينى مسؤوليت را احساس مىكرد ، چه اين كه با فرعون روبرو بود كه يكى از افرادش را كشته بود .
فرعون سركش و نادان مىپنداشت كه خدا در آسمان دنياست ، و قصد آن كرد كه با اسباب طبيعى به جانب وى برود ، نادانى فرعون نسبت به حقايق الهى ، مايه سركشى وى و لشكريانش شد ، و لشكريانش از او جانبدارى مىكردند نه مردم ، و او مقهور ارادهء حق بود او از خود اختيارى نداشت .
پس از آن عذاب بر فرعون و لشكريانش نازل شد ، و در ميان دريا افكنده شدند .
اين بود سرگذشت موسى ( ع ) از دوران شير خوارگى و بعد جوانى و توانمندى و پس از آن اجير شدن با جوانمردى و سپس به پيامبرى رسيدن و سرانجام جهاد و مبارزه تا اين كه خداوند او را بر فرعون سركش و متكبّر پيروز كرد .
اين حوادث در قرآن نخست به طور اجمال و سربسته و سپس مفصّل و مشروح بيان شدهاند و در بخش مشروح ، از نعمتهايى كه خدا بر موسى موهبت كرده ، ياد شده است .
نخستين سخن مشروح دربارهء آماده شدن موسى براى ملاقات با فرعون و انتظار وى براى رويارويى با فردى خشن و سخت مىباشد ، و اگر در آن مقدارى تكرار مشاهده مىشود به خاطر اين است كه موسى ( ع ) براى اين ملاقات تقويت شود ، و از نعمتهايى كه پيش از اين سبب نجات او شده بود ، ياد كند ، تا بداند كه خداى متعال با او ، و پشتيبان و نجات بخش اوست .
آرى او را به ياد نعمتهاى خدا در دوران شيرخوارگى انداخت ، و به ياد
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 215
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٢١٥