بر ، ( تا به حال اول برگردد ) اين دو از جانب خدا ، دو برهان ( كامل و دو معجزه الهى ) است ، اينك به جانب فرعون و فرعونيان كه قومى نابكارند ، برو . موسى گفت : اى خدا من از فرعونيان يك نفر را كشتهام و مىترسم كه ( به خونخواهى ) مرا بكشند ، ( ولى اگر از رسالت ناگزيرم ) برادرم هارون را كه از من گشاده زبانتر است ، با من يار و شريك ساز ، ( تا در كار رسالت ) مرا تصديق كند ، كه مىترسم اينان مرا سخت تكذيب كنند ، خدا فرمود : به زودى به همدستى برادرت بازويت را قوّى مىكنيم و به شما در عالم ، قدرت و حكومت مى دهيم ، كه هرگز دشمن به شما دست نيابد ، شما و پيروانتان پيروزيد ، چون موسى با معجزات و آيات آشكار ما ، به رسالت به سوى فرعونيان آمد ، گفتند :
اين معجزات تو ، جز سحرى ساختگى چيز ديگرى نيست ، و ما گفتار تو را از پدران پيشين خود نشنيدهايم ، موسى گفت : خداى من به احوال رسولى كه از جانب خود ، به هدايت خلق فرستاده ، داناتر است ، و مىداند كه كدام يك عاقبت خوش در آخرت خواهيم داشت ، همانا ستمكاران ، به رستگارى نخواهند رسيد ، فرعون با بزرگان قوم خود گفت : كه من هيچ كس را غير خود ، خداى شما نمى دانم ، و ( با وزيرش ) هامان گفت : خشتى در آتش پخته و از آن قصرى بلند برايم بنا كن ، تا من بر خداى موسى ( اگر راست مىگويد ) مطلع شوم ، هر چند او را دروغگو مىپندارم ، ( خلاصه ) فرعون و فرعونيان به ناحق در زمين تكبّر و سركشى كردند ، و پنداشتند كه به سوى ما باز نمىگردند ، ما هم او و لشكريانش را دچار عذاب قهر خود نموديم ، و همه را به دريا غرق ساختيم ، ( اى رسول ما ) بنگر ! كه عاقبت كار ستمكاران به كجا كشيد » 110 .
تا اين جا قرآن زندگانى موساى كليم ( ع ) را از دوران شير خوارگى و رشد و برخوردارى از عنايات فراوان الهى تا دورهاى كه به حدّ جوانى و كمال و توانايى رسيد ، بيان فرموده ، وى ستم را به چشم خود مىديد ، و در خود احساس نياز شديد مىكرد ، تا اين كه با تضرّع دست به درگاه الهى برداشت و عرض كرد : « خدايا به آنچه از نعمتها كه برايم فرستى نيازمندم » پس كسى كه با نياز به ناز و نعمت فرعون بزرگ شده بود ، به خود كفايى و استقلال در معيشت
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 214
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٢١٤