بزرگ آنها كرده است ، شما از آنها سؤال كنيد ، اگر سخن مىگويند ؟ آنگاه با خود فكر كردند و با هم گفتند : شما البته ستمكاريد ، پس در برابر ( اين حجّت ) سرها در پيش افكندند ، و گفتند تو مىدانى كه بتان سخن نمى گويند ، ابراهيم گفت : آيا خدا را كه هر نفعى به دست اوست رها كرده و بتهايى مى پرستيد كه هيچ سود و زيانى براى شما ندارند ، افّ بر شما و بر آنچه جز خداى يكتا مىپرستيد ، آيا نمى انديشيد ؟ آنان گفتند : ابراهيم را بسوزانيد و خدايان خود را يارى كنيد اگر براى آنان كارى مىخواهيد بكنيد ، پس آن قوم آتشى سخت بر افروختند و ابراهيم را در آن افكندند ، ما خطاب كرديم كه اين آتش سرد و سالم براى ابراهيم باش [ آتش به خطاب خدا بوستان گرديد ] ولى آنان باز در مقام كيد و كينه او بر آمدند و ما آنان را به سختترين زيان و حسرت انداختيم » 103 .
اين يكى از سرگذشتهاى ابراهيم ( ع ) است كه قرآن كريم آن را در جايى جدا از ساير سرگذشتهاى او ذكر كرده است و تكرارى هم وجود ندارد ، اگر چه ابراهيم ( ع ) در داستان پى گرد ستارگان و ماه و خورشيد پدر [ عمو ] و قوم خود را گمراه خواند ، امّا اين مطلب به طور اجمال و سربسته بيان شد ، ولى در اين داستان به طور گسترده با آنان به مناظره مىپردازد ، سپس تدبير او را در مورد در هم شكستن بتها و اثبات ناتوانى آنها با دليل قاطع و نيز نجات يافتنش از آتش را خاطر نشان مىسازد و عملا به آنان مىفهماند كه بتها سود و زيانى ندارند ، و وقتى او را به خاطر شكستن بتها بازجويى كردند ، با تمسخر گفت :
« اين كار بت بزرگ است » و با اين عمل آنان را وادار به اعتراف بر گمراهيشان نمود ، زيرا سرها را به زير افكندند و بعد گفتند : « تو مىدانى كه بتان سخن نمى گويند » و حقيقت را ثابت نمود كه : تنها سود و زيان به دست خداست ، زيرا او آتش را بر ابراهيم ( ع ) سرد و سالم نمود .
ما در داستانهاى ابراهيم ( ع ) تكرارى نمى بينيم ، گر چه موضوع همه ، يكى است ، يعنى همه سرگذشت آن حضرت است كه به اقتضاى روش اعجازى قرآن در جاهاى مختلف ذكر شده است ، امّا پديد آورنده داستانى است كه در آن
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 205
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٢٠٥