وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُوا وَ ما يَزِيدُهُمْ إِلَّا نُفُوراً
« و ما اين قرآن را به انواع سخنان بليغ و فصيح ، نيكو بيان كرديم ، تا مردم پند گيرند و ليكن بدان را جز رميدن نيفزود » 86 . يعنى : تصرّف به منظور تأكيد در هشدارى بود ، امّا هر چه آنان بيشتر در راه حق ارشاد و تنبيه مىشدند ، بيشتر مىگريختند و بر كفر خويش مىافزودند .
و باز مىفرمايد :
وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ فَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً
« و ما در اين قرآن هر گونه مثال ( و بيان روشن ) براى ( هدايت ) خلق آورديم ، و ليكن اكثر مردم به جز از كفر و عناد از هر چيز ديگر امتناع كردند » 87 . يعنى : خداوند براى هدايت و ارشاد مردم در قرآن مثال آورد و بيان احوال كرد ، امّا به خاطر غلبه كفر بر آنان از آوردن ايمان به خدا و خضوع در برابر وى ، امتناع ورزيدند ، و از حقايق بيشتر گريختند ، همچون بيمار ناتوانى كه از داروى سودبخش و غذاى مفيد مىگريزد .
و مىفرمايد :
وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا
« و ما در اين قرآن هر گونه مثال براى ( هدايت ) مردم آورديم و ليكن انسان بيشتر از هر چيز ( با حق ) به خصومت برخيزد » 88 . يعنى خداوند قرآن را با ذكر مثال و بيان احوال ، متنوع مىكند امّا كسانى كه گمراهى بر آنان پيشى گرفته است ، خصومت پيشه مىكنند و خصومت و جدل با حقيقت روشن آشكار ، حقايق را فرو مىنشاند ، و نور را خاموش مىكند و نور حق در بين سخنان مختلف و خواستههاى گوناگون ، پنهان و مستور مىشود .
و باز مىفرمايد :
وَ كَذلِكَ أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا وَ صَرَّفْنا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْراً
« و ما اين گونه قرآن را به زبان عربى بر تو فرستاديم و در آن نويد بد ، قرار داديم باشد كه مردم پرهيزكار شوند ، يا به پندى از تو يادآورى شوند » 89 .
و فرمود :