خواستهء فرعون باشد ، لذا فرمود :
وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ
« و ما اراده كرديم كه بر آن طايفه ذليل در آن سرزمين منت گذارده ، و آنها را پيشوايان خلق قرار دهيم و وارث ( ملك و جاه فرعونيان ) گردانيم ، و در زمين به آنان قدرت و توان بخشيم و به چشم فرعون و هامان و لشگريانشان آنچه را كه از آن بيمناك بودند بنمايانيم » 81 .
در اين جا دو اراده در برابر يكديگر قرار داده شده است ، يكى ارادهء خود كامه و استكبارى ، يعنى : ارادهء طغيان ، و ديگرى ارادهء گرامى ، بخشنده و جلوگير از شر و تباهى ، يعنى : ارادهء خداى سبحان كه بر مستضعفان منّت گذارد .
ما در اين جا شاهد تعميم و گستردگى منّت هستيم ، زيرا خداوند متعال چيز خاصّى را براى منّت گذارى ذكر نكرده است ، بلكه تعميم داده است ، يعنى خداوند بخاطر نعمت آزادى پس از بردگى و قدرت پس از ناتوانى و عزّت پس از خوارى ، و سود و منفعت پس از كميابى و نعمتهاى بيشمار ديگر كه :
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها
« . . . اگر بخواهيد نعمتهاى خدا را به شماره آوريد ، هرگز حساب آن نتوانيد كرد . . . » 82 بر آنان منّت گذارده است .
واژهء « نمّن » بر همهء اين معانى و معانى ديگرى دلالت دارد ، امّا خداى سبحان در ميان همهء اينها فقط به يك نعمت بزرگ اشاره كرده است : يعنى رهايى از چنگال فرعون ، تا جايى كه خود ، به پيشوايى رسيدند يعنى خودشان بر خودشان ولايت پيدا كردند ، و هيچ كس حق زورگويى و سلطه گرى بر آنان نداشت ، - كه هر آزادهاى ، براى خود امير و پيشواست ، - و نيز حكمرانان و سرپرستان امور را از بين خودشان برگزيد ، نه از بيگانه و غير دلخواه آنان ، و جامعه بر طبق نظر و رأى آنان اداره مىشد ، و هيچ زورگويى بر آنان حكومت نمىكرد . پس بنگر كه اين « واژه » چگونه همهء اين معانى را در بر دارد .
پس از آن جملهء ديگرى كه حاكى از كمال ارادهء خدا در اين موقعيت است ، ذكر مىشود يعنى : جملهء
« وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ »
در اين جا از آنچه كه از آن