تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
مى كنند ، و جهان ميدان بزرگ كارزار قوى و ضعيف مىشود . حال آيا جمله‌اى رساتر به اين معانى از جملهء
« وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ »
مىيابى ؟ ! پس معلوم مىشود كه الفاظ قرآن كريم طورى است كه هيچ لفظى نمى تواند جايگزين آن شود . تاكنون موارد فصاحت يا بلاغت آيات گذشته و كلمات آنها را بيان داشتيم ، و گفتيم : هر كلمه در جاى خود از بلاغت ويژه‌اى برخوردار است ، كه داراى اسلوب و سيستم زيباى سخن است ، و با ساير الفاظ ، اشكال و اسلوب كاملى را تشكيل مىدهند ، كه خواننده را به شگفت وا مىدارد ، و عقل را خيره مىسازد . اينك عباراتى را مىآوريم ، كه هيچ چيز جايگزين معانى آن از نظر بافت و مفهوم نخواهد شد ، و براى نمونه چهار آيه را ذكر مىكنيم . آيه اوّل :
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ .
« ( اى رسول ما ) بخوان بر اين مردم حكايت آن كس ( باعور ) را كه ما آيات خود را به او عطا كرديم ، و او از آنها سرپيچى كرد ، پس شيطان او را تعقيب كرد و از گمراهان گرديد ، و اگر ما مىخواستيم به آن آيات ، او را ترفيع درجه مىداديم ، ليكن او به زمين ( تن ) فرو ماند ، و پيرو هواى نفس شد ، مثل او به سگى ماند كه چه او را تعقيب كنى و چه به حال خود واگذارى ، زبانش را از ناراحتى بيرون مىآورد اين است مثل مردمى كه آيات خدا را تكذيب مىكنند ، اين سرگذشتها را به مردم بازگو ، باشد به فكر آيند » 52 . اين دو آيه سرگذشت مردمى را به تصوير مىكشد كه خداوند ، علم به آياتى كه سبب باور داشتن حق مىشود ، به او عطا كرد ، و اين آيات قلب و جان او را فرا گرفته بود - چون فراگيرى پوست ، تن را - به طورى كه راهى براى انكار نبود ، اما او بخاطر پيروى از خواستهء شيطان ، راه راست را رها نموده و از