آيه ، فقط پايان شبهاست .
امّا واژهء « صبح » بر ابتداى روز دلالت دارد ، بنابراين هر گاه وقت صبح و فجر يكى باشد ، طبعا فجر به معناى پايان شب و صبح به معناى آغاز روز است ، لذا تعبير « طلع الفجر » صحيح است ، اما « طلع الصبح » صحيح نيست ، بلكه بايد گفت : « اشرق الصبح » گر چه اين دو لفظ فى الجمله در معنى يكى هستند ، امّا با دقت لغوى مختلفند ، يكى بر آمدن و آغاز است و ديگرى پايان .
كلمهء دوّم يعنى « تنفس » به خودى خود بر آغاز تدريجى مظاهر زندگى دلالت دارد زيرا ريشهء آن از « نفس » يعنى حيات و همچنين باد ، گرفته شده است ، بنابراين به معناى حركت هميشگى و مستمر در درون و برون است ، پس آنچه را از اسباب حيات كه داخل نفس مىشود و آنچه را كه خارج مىشود - تا زندگى ادامه پيدا كند - در بر مىگيرد ، و گفته مىشود : « نفسّ عنى » يعنى گشايش برايم حاصل شد .
بنابراين « تنفس » داراى سه معناست كه همگى به زندگى هميشگى و مستمر پيوستهاند ، اوّل : به معناى حيات و زندگى ، دوّم : به معناى حركت و استمرار آن ، سوّم : ظهور تدريجى آن . و تو اگر در اين آيه شريفه به جاى « تنفس » بگويى « و الصبح اذا اشرق » يا « انار » يا « اضاء » هيچ كدام جايگزين « تنفس » نخواهند شد ، و مقصود را نمىفهمانند .
حال اگر اين لفظ با واژهء « صبح » چون آيه مورد بحث در كنار يكديگر قرار گيرند ، اين معنى را خواهند رساند كه با شروع روز ، موجودات زنده به كار و جنب و جوش مىافتند ، پس شبنم به شكوفهها مىرسد و آفتاب ، باغهاى پربار را روشن مىكند ، و پرندگان به آواز خوانى مىپردازند ، و هر موجودى با پايان يافتن شب ، به دنبال روزى خويش مىرود ، و چهار پايان سر و صداكنان و شادمان از آغلهاى خود بر مىخيزند و براى چرا ، به سوى علفزارها و چراگاهها مى روند ، و كودكان چون پرندگان از خانه بيرون مىروند ، و خلاصه همه موجودات از پناهگاههاى خود خارج مىشوند .
و بدين ترتيب پديدههاى زندگى ، تا به هنگام ظهر ظهور تدريجى پيدا
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 139
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص١٣٩