در آنجا تبرائىها « 1 » ميخواستند با ما مباحثهء مذهبى ترتيب دهند به همقطاران گفتم بايد حديث « استرذهبك و ذهابك و مذهبك » را به كار بنديد و با كسى به مباحثه نپردازيد .
لمؤلفه
عاقل اولانلر ايلمز بر آن * ذهبى ، مذهبى ، ذهابى عيان « 2 »
همه پند مرا به كار بستند و فردا صبح زود از سمنان راه افتاديم .
در راه باز از همقطاران دلجوئى ميكردم و با اين بيت پندشان ميدادم
منلاء روم « 3 »
صوفى نشود صافى تا درنكشد جامى * بسيار سفر بايد تا پخته شود خامى
به ايشان مىگفتم گمان ندارم هرگز كسى بيش از شما سفر كرده باشد . پس لازم است كه پختگى بسيار داشته باشيد . براى كسى
هامش
( 1 ) - تبرائىها فرقهاى از شيعه اثنى عشرى هستند كه پيوسته به خلفا دشنام ميدهند و لعنت ميكنند .
( 2 ) - معنى بيت چنين است :
كسانى كه عاقل هستند هرگز ذهب و مذهب و ذهاب خود را عيان نميسازند .
( 3 ) - منظور مولانا جلال الدين محمد مولوى است .