تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
پس دادند . اما خيلى چيزها از دست رفته بود . چهار جلد كتاب و فرمانها و نامه‌هائى را كه در كيسه گذاشته و مهر كرده بودند به على بيگ قبچاجى - باشى كه به عنوان يساول همراه ما كردند سپرد . در اواسط ماه محرم ما را به ظاهر آزاد اما در حقيقت تحت الحفظ به خدمت شاه روانه ساخت . اتفاقا يكى از زوجه‌هاى شاه و يكى از زنهاى بهرام ميرزا كه براى زيارت مشهد آمده بودند نيز همراه قافله ما روانه شدند . در اثناى راه ميان ما رابطهء گفت‌وگو برقرار شد . آنها وعده دادند وقتى خدمت شاه مىرسند لطف و مراحم او را براى ما تأمين كنند . همچنين در طول راه با خدام و خدمتگاران اين دو بانو دوستى و نزديكى به‌وجود آمد و به اين مناسبت به دوستان و همقطاران خود پند ميدادم كه :

حافظ

آسايش دو گيتى تفسير اين دو حرف است * با دوستان تلطّف با دشمنان مدارا « 1 »
وقتى به نيشابور رسيديم مزار امامزاده محمد محروق و شيخ عطار را زيارت كرديم . با آغا كمال كه وكيل خراسان بود نيز ملاقات نموديم . او به ما راه عبور داد و از آنجا به سبزوار آمديم . در اين شهر چند تن از اراذل و اوباش مزاحمتى براى ما فراهم
هامش
( 1 ) - اين بيت حافظ به همين صورت كه در متن آمده است نقل شد - مترجم .