كه عقل كامل دارد همنشينى و مصاحبت ادانى و اراذل مناسب نيست .
پند و اندرز من در همقطاران اثر مىبخشيد .
چند روز بعد به شهر رى شهريار رسيديم . در آنجا امام عبد العظيم بىبى شهربان « 1 » زوجهء امام حسين رضى اللّه تعالى عنه را زيارت كرديم .
در اين شهر پسرشاه ، شاهزاده محمد ميرزا « 2 » و قورچىباشى سويندك آغا را كه در اين موقع آنجا بودند و بسوى هرات ميرفتند ملاقات كرديم .
تفصيل اين بود كه مدتى پيش از آن شاه ، محمد ميرزا را كه در هرات بود به قزوين فرا خواند و پسر ديگرش اسماعيل ميرزا را به آنجا فرستاده بود . اسماعيل ميرزا در خراسان ناراحتىهائى بوجود آورده بود . بدستور شاه يكى از اميران او در خراسان بنام محمد خان يكى ديگر از اميران را كه در اين آشوبها دست داشت با چند تن ديگر از اطرافيان و نزديكان اسماعيل ميرزا دستگير كرد و كشت و از شاه هم خواسته بود كه اسماعيل ميرزا را به قزوين بازخواند و دوباره محمد ميرزا را به هرات بفرستد . به اين جهت بود كه محمد ميرزا اكنون همراه با قورچىباشى تا رى آمده بودند كه به هرات برود و اسماعيل ميرزا بازگردد .
هنگام ملاقات با محمد ميرزا خدابنده اين فقير باخبر شد كه ميان شاه و پادشاه سعادت دستگاه رابطهء دوستى استوارى برقرار شده است « 3 »
هامش
( 1 ) - چون در متن كتاب اسامى به اين صورت آمده است عينا به همين صورت نقل شد .
( 2 ) - اين محمد ميرزا پسر طهماسب است كه بنام « خدابنده » معروفست .
( 3 ) - اشاره به پيمان ارض روم ميان شاه طهماسب و سليمان قانونى است .