تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
دل بلبلغه كلشن كويى دين يبك * كلزار جهانده آشيان بولماس ايميش عشقمنى تو ييردى ايلكا آهم آلوى * هيچ شعله سى آتشينك نهان بولماس ايميش مژكانلرى سينمدين اوتيب يتى دله * امّا نى قيلاى زخمى عيان بولماس ايميش اى « كاتبى » دايم ايشيتير بيز ايلدين * اولتورسه كيشى رقيبى قان بولماس ايميش « 1 »
و غزل سوم هم اين بود :

لمؤلفه

منكا جوراتيب جفا قيلغان صانير يناردور * مين تانير مين اى كو كل باعث بارى اغيار دور
هامش
( 1 ) - ترجمه غزل چنين است :آن يار به هيچ‌كس مهربان نيست * عاشقانش شادمان نيستند كوى تو براى بلبل دل از گلشن خوشتر است * چون او را در گلزار جهان آشيان نيست شعلهء آهم عشق مرا به تو خبر داد * شعلهء آتشت هيچ پنهان نمىماند مژگانهايش سينه‌ام را سوراخ كردند و به دل رسيدند * اما چه چاره كه زخم دل عيان نيست اى « كاتبى » هميشه از ما شنيده‌اى كه * اگر رقيب كسى را بكشد خونبهاى در ميان نيست