جام عشقى نوش ايتب مين قوى مينى اوز حاليمه * مست مين طبعيم اليشماس زاهدا هشيار ايله
زلفى ساحر چشمى پرفتنه او رى نينك ايشى آل * نى بولور حاليم مينيك اول غمزه سى مكّار ايله
باغ دهرينك ذوقينى قيلمان تيلار سنك « كاتبى » * عمرينكى اوتكا ريودى بر سرو خوشرفتار ايله « 1 »
غزل دوم اين بود :
لمؤلفه
اول يار كيشيكا مهربان بولماس ايميش * عاشق اولان انكا شادمان بولماس ايمسيش
هامش
( 1 ) - ترجمه غزل چنين است :اى دل يار از تو آزرده شده جهد كن تا صلح كنى * اما بر حذر باش كه با اغيار آشتى نكند
اى پرى با آن لب جانبخش خاطرجمع باش * عقل مرا چون زلف عنبر بارت پريشان مكن
من جام عشق را نوشيدهام مرا به حال خود بگذار * طبع مست من با زاهد هشيار نمىسازد
زلفش ساحر ، چشمش پرفتنه ، كارش با پيچ و خم * كجا حال مرا مىداند صاحب آن غمزه مكار
اگر خواهى ذوق باغ دهر را بدانى اى « كاتبى » * عمر خود را با سروى خوشرفتار بگذران