تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
او مرم بكا عنايت قيله اون ايكى امام * ملجأم در ظاهر و باطن آنلراى همام جمله سينك اشكينه يوز سوروب اولدم غلام * يا على سندن مدد دوشدم بكا اول دستكير محنت غربت بنم بغريمى پرخون ايلدى * درد فرقت كوزلرم ياشينى جيحون ايلدى نار حسرت حاليمى غايت ديكر كون ايلدى * يا على سندن مدد دوشدم بكا اول دستكير ( كاتبى ) اولا محبت خاندان مصطفا * نور شو قكله درونى دائم اوله پرصفا سكا منسوب ايكن اول لايقمدر چكمك جفا * يا على سندن مدد دوشدم بكا اول دستكير
هامش
اميدم آنكه دوازده امام به من عنايت فرمايند * اى همام در ظاهر و باطن ملجاء من آنها هستند بر آستان همهء آنها رو نهادم و غلامشان شدم * يا على از تو مدد ميخواهم مرا دستگير باش محنت غربت دلم را پرخون كرد * درد فرقت آب چشمانم را جيحون كرد نار حسرت حالم را به غايت دگرگون كرد * يا على از تو مدد ميخواهم مرا دستگير باش كاتبى محب خاندان مصطفى است * با نور شوق تو درون او پرصفاست چون منسوب توست ، آيا شايسته جفاست ؟ * يا على از تو مدد ميخواهم مرا دستگير باش