تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
فال ايدوب اسمك سنك كيردم يوله‌اى نيك‌نام * هندو سندى ، ماوراء النهرى كشت اندم تمام جان و دلدن تنكرى شاهد در سنكا در التجام * يا على سندن مدد دوشدم بكا اول دستكير هنددن عزم ايلدم شاه خراسان آدينه * ايشيكينه يوز سوروب قول اولمشم اجدادينه بر نظر قيل بن غريبك ناله و فريادينه * يا على سندن مدد دوشدم بكا اول دستكير ايلدى كان سنى عالمده ذاتك اول جليل * ارتفاع قدرك ايچون « هل اتى » روشن دليل همت ايلد حالمه رحم ايده شاه اردبيل * يا على سندن مدد دوشدم بكا اول دستكير
هامش
اى نيك‌نام به اسم تو فال زدم و به راه افتادم * هند و سند و ماوراء النهر تمام را گشتم خدا شاهد است كه از جان و دل به تو التجا آوردم * يا على از تو مدد ميخواهم مرا دستگير باش به نام شاه خراسان از هند عازم شدم * به آستان او رو ماليدم چون بندهء اجداد اويم به ناله و فرياد اين غريبت نظر كن * يا على از تو مدد ميخواهم مرا دستگير باش خداى جليل ذات ترا در عالم كان ثنا كرد * براى بلندى قدر تو « هل اتى » دليل روشن است همتى كن كه شاه اردبيل به حالم رحم آورد * يا على از تو مدد ميخواهم مرا دستگير باش