لمؤلفه
عالمه كلمش دكلدر ساكه بنزد بر دلير « 1 » * حدى يوقدور كيم سنكله پنجه اوره نره شير
قيل ترحم وادى محنتده قالدوم بن فقير * يا على سندن مدد دوشدوم بكا اول دستكير
چهره زردم اشيككده واروب خاك ايلدم * ذو الفقار مهرك ايله سينه مى چاك ايلدم
لافتا الا على سرينى ادراك ايلدم * يا على سندن مدد دوشدم بكا اول دستكير
عالم روياده شاد ايدوب بشارت ايلدك * راه امنى كوستروب بنكا اشارت ايلدك
كوكلمى ويران ايكن ياپدوك عمارت ايلدك * يا على سندن مدد دوشدم بكا اول دستكير
هامش
( 1 ) - معنى ترجيعبند چنين است :چون تو دليرى به دنيا نيامده است * نره شير هم نميتواند با تو پنجه زند
بر من فقير كه در وادى محنت افتادم ترحم كن * يا على از تو مدد ميخواهم مرا دستگير باش
چهرهء زردم را بر خاك آستانت نهادم * با مهر ذو الفقارت سينهام را چاك كردم
سر لافتى الا على را ادراك كردم * يا على از تو مدد ميخواهم مرا دستگير باش
در عالم رؤيا مرا با بشارت خود شاد كردى * راه امن را نشان دادى و اشارت كردى
دل ديوانهء مرا عمارت كردى و ساختى * يا على از تو مدد ميخواهم مرا دستگير باش