تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١

در بيان سرگذشت و وقايعى كه در ولايت خراسان روى داد

به عنايت حضرت بارى تعالى از آب آمو گذشتيم . مدتى در ساحل رود توقف كرديم . آنوقت دختر مخدوم اعظم ( شيخ عبد اللطيف ) زوجهء شيخ حسين خوارزمى كس فرستاده و پيغام گفت كه ديشب مخدوم اعظم پدرم را در خواب ديدم كه با عالمى عالىمقام از شهر وزير به خوارزم مىآمد . مردم از او پيشواز مىكردند و مىپرسيدند اين كه مىآيد كيست ؟ فرمود مير سيدى على « 1 » به شهر وزير به ديدن ما آمد و براى ما قرآن تلاوت كرد و از ما كمك خواست ما اكنون به كمك او آمده‌ايم تا او را به سلامت به ديار خراسان بگذرانيم . اين بشارت فقير را بىاندازه خرسند گردانيد . با همان خرسندى فردا سحرگاهان روانه شديم . در مدت چند روز به شهر درون رسيديم محمود سلطان راه داد . از آنجا به شهر باغ وايه آمديم . پولاد سلطان نيز مانع نشد . از آنجا به نسا آمديم . در اينجا با على سلطان برادر تين محمد ( دين محمد ) كه قبلا والى مرو بود ملاقات كرديم . نامه‌هاى خان « 2 » وايش سلطان را به او داديم او نيز اجازهء عبور داد . الغرض همهء آنها مطيع و منقاد پادشاه سعادت دستگاه بودند .
هامش
( 1 ) - يادآورى مىشود كه نام نويسنده سرگذشت و سفرنامه است - مترجم . ( 2 ) - منظور دوست محمد خان ، خان خوارزم است .