تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
محمد حكيم ميرزا و فرخ فال ميرزا پسران ديگر همايون پادشاه مرحوم در اين شهر بودند كه به حضورشان رفتيم . با منعم خان ملاقات كرديم . فرمانهاى مرحوم همايون پادشاه را ديد و بسيار احترام كرد . كابل شهرى زيباست . اطرافش را كوههاى پوشيده از برف گرفته است رودخانه پرآبى در شهر جارى است . چهارباغها دارد . در هر طرف باغها بزم‌هاى عيش و عشرت گسترده بود و در هر گوشه دلبران رعنا و لوليان زيبا با ساز و آواز مجالس ذوق و صفا برپا ميداشتند . مردم كابل هميشه با نشاط و عشرت و شادى بسر مىبرند .

لمؤلفه

اولور مى هرگز آدم حوره مايل * وار يكن لوليان شهر كابل « 1 »
اما چون دل ما در حسرت وطن مىتپيد هيچ يك از آنها در چشم ما اثرى نداشتند . به منعم خان گفتم كه ما بايد هرچه زودتر روانه شويم . گفت راهها پر از برف است و در اين حوالى از كوتل - هندوكش نميتوان عبور كرد . بهتر است يك يا چندى در اينجا توقف كنيد . فقير گفت : « همم الرجال تقلع الجبال » ، همت لازم است .
هامش
( 1 ) - معنى بيت چنين است :هرگز آدم به حوريان مايل نميشود * اگر لوليان شهر كابل باشند