قطاس وحشى هم هست ولى قوت گاو قطاس وحشى شبيه حيوانات ديگر نيست . قوت او در زبانش مىباشد . زبان خيلى بزرگى دارد . حيوانات ديگر را با زبان خود مىزند و به زمين مىافكند . حتى اگر با زبان خود مردى را بزند به زمين مىافتد .
من خود از مرحوم همايون پادشاه شنيدم كه گفت روزى يكى از اين گاوها به كسى حملهور شد . مرد گريخت اما به زمين افتاد . گاو آمد و آنقدر با زبانش او را زد كه مرد از هوش رفت .
بهترين گاوهاى قطاس در ولايت بحرايج مىباشد كه آن را قطاس بحرى ميگويند . شايد اين اسم از بحرايچ آمده باشد زيرا قطاس حيوان برّى است و بحرى نيست .
اگر در اينجا بيش از اين از غرايب و عجايب ديار هند بگوئيم از مقصود خود دور مىافتيم . بنابراين شرح سفر خود را ادامه ميدهيم .
در اواسط ربيع الاخر از لاهور بسوى كابل عازم شديم .
درياى « 1 » لاهور را با كشتى عبور كرديم . پس از آن به شهر بزرگ ديگرى رسيديم كه براى عبور از آن كشتى پيدا نشد . بوسيله تختهها و كوزههائى كه بهم بستيم كلك درست كرديم و پس از عبور از نهر به بهره رسيديم . از درياى بهره نيز با كشتى عبور كرديم . پروانهء ميرزا را به خواجهء بهره نشان داديم گفت : و الله العظيم از وقتى كه پادشاه وفات
هامش
( 1 ) - در اين قسمتها همهجا كلمه دريا بجاى رود به كار ميرود . از قديم نيز كلمات « آمودريا » و « سيردريا » براى سيحون و جيحون به كار ميرفت . در اطراف مشهد هنوز هم به كشف رود كه رودخانه كم آبيست « دريا » ميگويند .