صف كشيده بودند . برايش تعداد زيادى اسبهاى زينشده آورده بودند كه دهانههاى آنها با طلا و نقره زينت شده بود .
سفير را با تشريفات زياد به شهر وارد كردند و منزلى را كه مسكن سفير هلشتاين « 1 » بود برايش اختصاص دادند .
من از ورود اين سفير كه با كمال بىصبرى در انتظارش بودم بسيار خوشحال شدم به همين جهت به محض آنكه سفير وارد شهر شد شب و روز تلاش كردم تا اجازه ملاقات او را بدست آورم و بتوانم در همان منزل محل اقامت او سكنى داشته باشم ، زيرا مدتها بود كه از جامعهء آلمانيها دور و مهجور مانده بودم و ناچار شده بودم با جامعهء مسكوىها محشور باشم كه از ايشان فرسوده و زده شده بودم .
به محض ورود سفير ، برايش از كاخ تزار انواع خوراكى و خواربار را به مقدار فراوان فرستادند و از آنپس هم هر روز يك گاو ، هفت گوسفند ، سى مرغ ، مقدارى حيوانات شكار شده مانند خرگوش و گوزن و اردك و ماهى ، مقدار زيادى تخم مرغ و كره ، دو قطعه بزرگ چربى خوك ، و ساير مواد غذائى را به آشپزخانهء سفير مىفرستادند .
به عنوان مشروب هم چندين بشكه آبجو و عرق و سه نوع مختلف ودكا ارسال مىداشتند .
سه نفر راهنما و خدمتگذار مخصوص در خدمت سفير گمارده شده بودند كه هر روز بديدنش مىآمدند و مراقبت مىكردند كه چيزى
هامش
( 1 ) -Holstein