و يا در دريا راهزنى مىكنند و براى مسكوىها و ايرانيها مزاحمت و درد سر فراوان ايجاد مىكنند .
ما شش هفته در تركا مانديم تا اينكه دريا به كلى از يخ پاك شد .
روز 18 مارس دوباره از راه دريا به سوى هشتر خان حركت كرديم كه خوشبختانه روز 23 همين ماه به سلامتى در آنجا پياده شديم .
تا روز جمعهء مقدس ( روز به صليب كشيدن مسيح ) در آنجا مانديم تا كشتىها براى حركت آماده شدند . در آن روز دوباره با كشتى از راه ولگا به سوى غازان رفتيم . در اين سفر يك گروه نگهبانان مسكوى ما را همراهى مىكردند . هنگام ورود به اين شهر يك سفارت ايرانى را ديديم كه از مسكو به ايران بازمىگشت . اين همان سفارتى بود كه ارباب مرحوم من در سال قبل ديده بود و در آن موقع به سوى مسكو مىرفت .
اين ايرانيها به ما خبر دادند كه تزار براى كمك به شاه آنها چند هزار سرباز و از جمله عدهاى تفنگداران ماهر و چند عراده توپ فرستاده است تا دژ دربند را محاصره كنند و اضافه كردند كه تزار شاه ايران را تحريك كرده است كه به جنگ با تركها ادامه دهد « 1 » .
من عقيده دارم كه پس از تصرف اين دژ راه دريا و راههاى زمينى خيلى امنتر خواهند شد .
هامش
( 1 ) - به نامه تزار كه براى امپراطور رودولف دوم نوشته شده و ضميمه كتابست رجوع شود .