پانزده روز در همانجا لنگر بيندازيم در حالى كه نه مىتوانستيم پيش برويم و نه به عقب برگرديم . اگر اسبهاى سفير ايران را كه همراه خود به كشتى سوار كرده بوديم نمىكشتيم و نمىخورديم از گرسنگى مرده بوديم . زيرا به اميد اينكه به زودى به تركا مىرسيم فقط براى چهار روز آذوقه همراه داشتيم .
ما در روى كشتى در حدود پنجاه نفر بوديم . به جاى چوب ، نىهائى را كه در آنجا فراوان بودند مىسوزانديم . به اين ترتيب در انتظار فصل مناسبترى بوديم . اما سرما دوباره شدت پيدا كرد و ناچار شديم كشتى را به چند تن از نگهبانان بسپاريم و با وجود خطرات بسيار خودمان تا تركا كه هشت ميل آلمانى دور تر بود پياده از روى يخها برويم . و چون يخهائى كه روى درياست به محض گرم شدن هوا ناگهان آب مىشوند احتمال داشت كه همهء ما غرق شويم .
چون حاكم تركا قبلا از آمدن ما مطلع شده بود وقتى كه به ساحل رسيديم سيصد نفر سوار مسكوى را ديديم كه در انتظار ما بودند و همراه خود اسبهائى آورده بودند كه ما را به شهر ببرند . بدينگونه به يارى خداوند دشوارترين و خطرناكترين قسمت سفر بازگشت خود را گذرانديم و به جائى مطمئن رسيديم .
شهر تركا در فاصله قريب يك ميلى درياى خزر و دو روز راه تا دربند واقع شده است . دربند قلعه و دژ مستحكم تركهاست . و اهالى آن كه يا به غارت كشتىهائى كه ناچار به ساحل رانده مىشوند مىپردازند
ايتر پرسيكوم ( فارسي ) — صفحة 72
مساهمون: ژرژ تكتاندر فن دريابل
ص٧٢