نيز چنين كرد و دربارهء احوالات و سلامتى امپراطور بزرگ و توانا و والاحضرتها برادران محبوبش سؤال كرد و پرسيد كه آيا هنوز سلامت هستند .
وقتى تشريفات پذيرائى پايان يافت تزار فرمان داد كه سفير و تمام همراهانش را براى صرف ناهار نگهدارند . آنوقت ما را به تالار ديگرى راهنمائى كردند كه در آن نيمكتهاى متعددى بود و ديوارهايش از تابلوها و بافتههاى نفيس پوشيده بود .
در آنجا اشكاف بسيار بزرگى ديده مىشد كه از اشياء طلائى و نقرهاى پر بود و در ميان آنها مجسمهء بزرگى بود به شكل شير از نقره كه يك تن آبجو در آن جا مىگرفت ، همچنين بشكهاى بود از نقرهء طلا كارى شده با همين ظرفيت . بعلاوه ستونى بلند تعبيه شده بود كه از بالا تا پائين تعداد بيشمارى جامهاى طلا و نقره به اندازههاى مختلف به آن آويخته بودند .
ساعتى در اين تالار منتظر مانديم تا اينكه ما را براى رفتن سر ميز دعوت كردند . در اين موقع درى را گشودند كه از اين تالار به تالارى ديگر مىرفت و در آنجا تزار و وليعهدش بر روى كرسيچههاى طلائى در كنار ميزى از نقرهء طلاكوب نشسته بودند . در كنار آن ، ميز ديگرى كه درازتر بود گذاشته بودند كه سفير امپراطورى و تمام همراهانش به ترتيب اولويت هنگام ورود به كاخ بر سر آن نشستند .
بيش از دويست نفر از مسكوىها كه همه بسيار زيبا بودند و
ايتر پرسيكوم ( فارسي ) — صفحة 78
مساهمون: ژرژ تكتاندر فن دريابل
ص٧٨