تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايتر پرسيكوم ( فارسي ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
به سهم خود مايل است كه با اعليحضرت روابط حسنه داشته باشد . من در پاسخش گفتم ارباب من كه بعنوان سفير نزد شاه ايران فرستاده شده بود در راه سفر درگذشت و من اطلاعى ندارم كه چه تعليمات و دستوراتى داشته است . سپس از پيش او مرخص شديم و از طريق كوههاى گرجستان موشيكس « 1 » كه كوههائى وحشى و صعب العبور هستند كه به كوههاى قفقاز مربوط مىشوند به راه خود ادامه داديم . از اين كوهها بدشوارى مىتوان با اسب گذشت و بعلاوه به علت وجود تاتارهائى كه در اين منطقه سكونت دارند عبور از آنها خطرناك است . من توانستم با كمك سفير ايران و با دادن يك اسب و چندين سكه و يك خنجر ايرانى از مزاحمت اين تاتارها مصون بمانم . وقتى فهميدند كه من مسيحى هستم صندوق مرا ضبط كردند كه اسباب و اثاثيه خودم و ارباب مرحومم در آن بود . به همين جهت ناچار شدم اسبى را كه شاه ايران به من اعطا كرده بود به آنها هديه كنم . در ماه ژانويه سال 1604 بعد از مشكلات و مخاطرات فراوان همراه سفير ايران به كوئيس « 2 » رسيديم كه دژى در مرز حكومت مسكوى است و در پاى كوهستان مرتفعى كه از آن ذكرى كردم و در ساحل درياى خزر قرار دارد . ما با كمك الهى توانستيم سفرى طولانى و دشوار را در طول مسافتى معادل سيصد ميل آلمانى بگذرانيم .
هامش
( 1 ) -Moschiques( 2 ) -Cois
ايتر پرسيكوم ( فارسي ) — صفحة 69 | ژرژ تكتاندر فن دريابل / محمود تفضلى