خانههايش بنابر رسم تركها از سنگ و آجر و خاك رس ساخته شده است . « 1 »
در طول اين سفر ناچار شدم كه چهار نفر از همراهانم را كه دو نفرشان روس و دو نفرشان لهستانى بودند رها كنم زيرا آنها به بيمارى كشندهاى مبتلا شدند اما ايرانيها خيلى خوب از آنها پرستارى كردند و هرچه مورد نيازشان بود براى ايشان فراهم ساختند .
روز اول نوامبر باتفاق يك نفر آلمانى كه به شخص من علاقمند بود و همراهم ژرژ آگلاستس وارد قزوين شدم . در آنجا چهار روز ماندم .
همراهم در اينجا به بيمارى مخملك مبتلا شد و درگذشت . روبرت شرلى هم از من جدا شد و مرا به يكى از بزرگان ايرانى سپرد كه مىبايست او مرا با خود به تبريز و به حضور شاه ببرد .
من سفرم را تنها و سرشار از غم و اندوه ادامه دادم در حالى كه جز مراد مترجم ايرانى زبان مسكوى كه بدون هيچگونه شناسائى او را در لنزان ( لاهيجان ) استخدام كردم كسى همراه نداشتم . به زحمت مى - توانستم حرفم را به او به زبان روسى بفهمانم . به او يك مقررى و مواجب هفتگى مىپرداختم بعلاوه لباسها و مايحتاجش را نيز تهيه مىكردم .
بالاخره پس از مدتى تأخير باتفاق شخصيت ايرانى كه ذكر كردم براى رفتن به حضور شاه بسوى تبريز حركت كردم كه در مسافت
هامش
( 1 ) - قزوين در آنوقت از مهمترين شهرهاى ايران بود و تا چند سال پيشتر كه شاه عباس پايتخت را به اصفهان برد پايتخت صفويان بود - مترجم .