تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايتر پرسيكوم ( فارسي ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
دعا و نماز به روى همه كس باز است و عملا هيچ نوع صليب مادى با خود ندارد اما تصوير روحانى صليب در قلبش منقوش مىباشد ، با اينهمه براى اينكه راهب مطمئن شود كه او نيز مسيحى است يك صليب كوچك طلايى را كه معمولا به گردنش آويخته داشت به او نشان داد . همين كه راهب اين صليب را ديد آن را بوسيد و قانع شد . سپس از سفير صدقه‌اى تقاضا كرد و رفت . چهار روز بعد به دارابوزا « 1 » رسيديم كه نخستين شهر سرزمين مسكوى است و در آنجا يك ارگ هست كه از چوب ساخته شده است . روز بعد به يك شهر كوچك ديگر رسيديم كه كوروو - سايميسيا « 2 » نام دارد . 27 اكتبر به شهر سومى رسيديم كه از دو شهر قبلى كمى بيشتر قابل‌توجه بود و بوريسوا « 3 » نام داشت . در تمام طول اين سفر حتى يك‌بار هم در شهرى به ما منزل ندادند بلكه همواره در دهكده‌هاى كوچك اقامت مىكرديم و هيچوقت هم اجازه نمىدادند كه از محل اقامت خود خارج شويم و آزادانه به گردش بپردازيم . روز 29 اكتبر به موزائيسكو « 4 » رسيديم كه شهر مهمى است . در زبان خود مسكوىها اين شهر سن‌نيكولا « 5 » ناميده مىشود زيرا اين قديس در اين شهر مورد ستايش خاصى مىباشد و حافظ و نگهبان معنوى شهر
هامش
( 1 ) .Darabousa( 2 ) .Corvo - Saymisia( 3 ) .Borissova( 4 ) .Mosaisko( 5 ) .Saint - Nicolas
ايتر پرسيكوم ( فارسي ) — صفحة 16 | ژرژ تكتاندر فن دريابل / محمود تفضلى