تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايتر پرسيكوم ( فارسي ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
خواند و هنگاميكه از تقاضاهاى اعليحضرت استحضار حاصل فرمودند به شما پاسخ خواهند داد . » آنگاه تزار دوباره صدر اعظم را فراخواند و به او گفت كه جملات زير را بگويد : « اشتفان ، اعليحضرت امپراطور بسيار توانا و غيره . . . مىفرمايند كه اين‌بار شما را بيش از اين نگاه نخواهند داشت و شما به منزل خود بازخواهيد گشت اما در آنجا ميهمان اعليحضرت خواهيد بود و غذائى از سفرهء خود اعليحضرت براى شما فرستاده خواهد شد . اعليحضرت ميل دارند كه امروز براى شما روزى خوش و قرين شادمانى باشد . » بدينقرار من مرخص شدم . ميان ظهر و يك بعدازظهر ديدم حدود يكصد نفر آمدند كه با خودشان نان ، مشروبات ، گوشتهاى گوناگون مانند گاو ، گوزن ، آهو ، و انواع ديگر حيوانات شكارى ، و مرغ و غاز به مقدار بسيار زياد مىآوردند . من براى سپاسگزارى دوازده سكه دوكا انعام دادم و اين غذاها را با عدهء زيادى از اشراف دربارى تزار كه همراهم آمده بودند صرف كرديم . روز بعد 18 نوامبر بوسيلهء راهنماى مخصوصم تقاضاى ملاقات با صدر اعظم كردم و هرروز اين خواهش خود را تكرار مىكردم تا روز 21 كه با اين ملاقات موافقت شد . در اين ملاقات اظهار ميل كردم كه از تاريخ عزيمتم اطلاع حاصل كنم . صدر اعظم در روز 23 بوسيلهء منشى خودش اطلاع داد كه به زودى اجازهء رفتن من صادر خواهد شد و توصيه