تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايتر پرسيكوم ( فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
قرائت كنم . منشى صدر اعظم رفت و طرف عصر بازگشت و از سوى او به من گفت كه بياناتم را به زبان آلمانى ايراد كنم و بنام اعليحضرت به تزار خوشامد بگويم و خواسته بود كه من بياناتم را بنويسم تا بتواند آنها را طبق رسوم مسكوىها تعديل كند ، همچنين خواسته بود كه چند كلمه هم خطاب به شاهزاده وليعهد بر بيانات خود بيفزايم . من در حضور منشى ، از نو خطابهء مختصرى تهيه كردم زيرا او نمىخواست بدون همراه بودن متن خطابهء من برود . روز بعد خيلى زود خطابه را كه به صورت پيوست اصلاح شده بود برايم آوردند و اين متن كامل نطقى است كه ايراد كردم بدون هيچ كم و زياد « 1 » . به محض اينكه خطابهء من پايان يافت تزار از جاى برخاست و كلاه خود را برداشت و دربارهء سلامتى برادرش امپراطور روميان پرسش كرد . موقعىكه من پاسخ گفتم شاهزاده وليعهد نيز از جاى برخاست و كلاه خويش را برداشت و همين سؤال را تكرار كرد . و موقعىكه اين مراسم بپايان رسيد ، تزار صدر اعظم را فراخواند و او جملات زير را خطاب به من گفت : « اشتفان ؛ اعليحضرت امپراطور بسيار عاليقدر و بسيار نيرومند تمام روسها و فرمانرواى كشورهاى بسيار مىفرمايند كه با مسرت شما را ديدند و از گفته‌هاى شما مسرور شدند . نامهء امپراطور روميان را خواهند
هامش
( 1 ) - ترجمه اين متن در صفحات بعد خواهد آمد - مترجم