تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايتر پرسيكوم ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
خود به من خبر داد كه بخاطر اين تأخيرها دلتنگ نباشم و دليل آن را هم بدينگونه بيان كرد كه دوك ژان برادر پادشاه دانمارك كه براى تقاضاى ازدواج با دختر تزار آمده بود دو روز پيش از ورود من به مسكو مرده بود . اين شاهزاده صفات بسيار عالى داشت و مرگش در تزار تأثيرى عميق بوجود آورد . به اين مناسبت تمام دربار سوگوار بودند و تزار هم بسيار تندخو و خشمگين است . مراسم شرفيابى من بقرار زير برگزار گرديد : صبح زود حدود ساعت ده بنام تزار براى من و هشت نفر خدمتگذارانم نه اسب آوردند كه زين و برگى بسيار گرانبها داشتند . در عين حال خبر دادند كه حاضر و آماده باشم زيرا تزار ميل دارد مرا بپذيرد . ميان ساعت ده و يازده شخصى كه مأمور راهنمائى و خدمات ما بود با چهل نفر از درباريان آمد ، همهء آنها سوار بر اسب بودند و براى بردن من آمده بودند . خيابانهاى معبر ما تا كاخ سلطنتى از مردم و تماشاگران پر بود و در درون كاخ تعداد ايشان خيلى بيشتر بود . بگفتهء مترجمى كه همراه داشتم و بارها به اين كشور سفر كرده است اين جماعات معمولا به امر تزار و مخصوصا گردآورى مىشدند تا سفير خارجى از ديدن انبوه مردم و تظاهرات ايشان تحت تأثير قرار گيرد و متعجب شود . تا وقتىكه من به بالاى پله‌هاى كاخ رسيدم ناقوس بزرگى را مىنواختند ، خود تزار در سومين تالار بعد از پايان پله‌ها ، بر تختى نشسته بود كه سه پله از سطح تالار بلندتر بود و جامه‌اى از پارچهء
ايتر پرسيكوم ( فارسي ) — صفحة 87 | ژرژ تكتاندر فن دريابل / محمود تفضلى